{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان:جنایت کاران

رمان:جنایت کاران
پارت:2
جیسو:سلااااام
ا/ت:سلام(سرد)
تهیونگ:سلام(لبخند)
ا/ت:اجوما..برای جیسو هم بشقاب بیار
جیسو:*میشینه پیش ا/ت*
اجوما:چشم*میره بشقاب میاره*
جیسو:ممنون*غذا میریزه*
تهیونگ:هی امروز کارت عالی بود
جیسو:کی کارم عالی نبوده؟*میخنده*
تهیونگ:*میخنده*
ا/ت:یونجه اعتماد به نفس تو رو داشت هفته ای 8 بار زعفرون میشد*زیر لب*
جیسو:چیزی گفتی ا/ت؟*کنجکاو*
ا/ت:نه..هیچی نگفتم
تهیونگ:*میفهمه ا/ت چشه لبخند میزنه*
ا/ت:*لبخندی میزنه به معنای اینکه دارم برات*
تهیونگ:*سعی میکنه به ا/ت نگاه نکنه غذاشو میخوره*
جیسو:وای اینا خیلی خوشمزست..طمع جدید میده
ا/ت:*لبخندی میزنه به معنای اینکه کوفت بخوری*
ویو هیونجین
رفتم داخل دفتر رئیس،برگه مرخصیم رو امضا کردم
٪:یک سال زیاد نیست هیونجین؟
هیونجین:به استراحت نیاز دارم..باید یکم راحت باشم
٪:اه..خیله خب..
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۹)

هعی🥲🔪😂

رمان:جنایت کارانپارت:3ویو ا/ت*ساعت نزدیک 11 شب بود،جیسو رفت ...

پارت ۴۲رفتم تو اتاق ا/ت که ببینم خوبه حالش یا نه...تهیونگ:ا/...

رمان:جنایت کارانپارت:1ویو تهیونگاههه..این پلیس ها ولم نمیکنن...

True Love⑤یک ساعت بعدتهیونگ: چرا خوشحالی؟ لیا: نمیدونم حس خو...

پارت. ۲۶

part 6. three hearts, one love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط