{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی میگفت: حکایت رفتن ماه رمضون و اومدن عید فطر درست مث ا

یکی میگفت: حکایت رفتن ماه رمضون و اومدن عید فطر درست مث اینه که مادر زنت از طبقه چهارم بیفته رو سقف ماشین آخرین سیستمت! نمی دونی باید از خوشحالی بخندی یا از ناراحتی زار بزنی! پیشاپیش عید سعید فطر مبارک باد.
دیدگاه ها (۱)

ﺍﺟﺎﺯﻩ … ؟؟؟ ﺍﺷﮏ ﺳﻪ ﺣﺮﻑ ﻧﺪﺍﺭﺩ … ، ﺍﺷﮏ ﺧﯿﻠﯽ ﺣﺮﻑ ﺩﺍﺭﺩ !!! ﻣﯽ ﺧﻮ...

شرح در متنخخخخخخخ

قابل توجهه دوستای ویسگونیاخرین افطاری ماه رمضون همتون دم افط...

ﯾﻌﻨـــﮯ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺮﺳﺪ ...ﮐﻪ ﺑﯿﺎﯾــﮯ ...ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﮕﯿﺮﯼ ....

حكایت رفتن ماه رمضون و اومدن عید فطر درست مثل اینه كه مادر ش...

استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجو...

سنتها و آداب عید فطر1- غسل کردن قبل از رفتن به نماز عید. حدی...

#غیر_ممکنه_عاشقت_شم پارت : ⁷قلب ات ایستاد اون چی میگفت؟ پدرش...

پریا.. ؛ و ملینا وپریسا یا که نگم یا چه بگم نازنین ؛ فرشته ...

#فصل_هفتم # پریا با نگرانی و اضطراب درِ واحـد آپارتمـانی خـو...

خیانت، فروپاشیدنِ بی‌صدای یک اعتماد نیست؛ خُرد کردنِ روحِ ان...

شکارچیان شگفت انگیز

متن کامل آهنگ:خواننده: بی.ام.لیمیت @BMLIMITاین صدای بیداری ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط