{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خستمه ، به اندازه ی تمام برگایی که توی پاییز زیر پاها له

خستمه ، به اندازه ی تمام برگایی که توی پاییز زیر پاها له میشن
خستمه مثل قاصدکی که، به مقصد نرسیده راهشو گم میکنه
خستمه، مثل ابری که سنگینه و وقت باریدنشه ، اما اگه بباره عمرش به سر میرسه
خستمه مثل فیلی که تو مسیر کوچ ، مادرشو گم میکنه ، طعمه ی کرکس ها میشه
به اندازه ی شعرهای نخونده و خاک خورده ی دفترم خستمه
به اندازه ی شن های آب ندیده و، درخت های تشنه ی بیابون خستمه
به اندازه ی جونورایی که توی جاده میدن جون ، خستمه
به اندازه ی پرنده ی تو قفس نشسته
به اندازه ی پنجره های همیشه بسته
به اندازه ی صدایی که از حنجره درنمیاد
به اندازه ی خاطرات گم شده در باد
خسته ام من، به اندازه ی شادی ای که تو چشمات موج میزنه
به نیشخندی که میگه ، قلبت باهمه سادگیم با من دشمنه
دستای خسته ی من و اگه نمی گیری
لااقل خدا رو خبر کن
تنها نمونم تو این اثیری
دیدگاه ها (۱)

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

Otagh baghli Part 54.(پرش زمانی بعد از بار )«ویو ات» خسته و...

پارت ۵ ۱.....۲.....۳شروع کنییییید هممون دویدیم تهیونگ کنار م...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۲

ابلیس

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو لیلی ___و اون سکوت...

تاریکی زیر پوست نور. پارت اول.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط