{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوای شهر آلوده،

هوای شهر آلوده،
به جنگل می گشایم پر
از این سیمان بد هیکل
از این آهن سرای بی در و پیکر
گمانم نیک میدانی!
کبوتر وارث دود و
"قفس" زندان پرواز است
از این سرب نفس گیر ای سپیدار ستمدیده!
دلم یک ذره میگردد که پر گیرم
به آبادی
به هر جایی که
کرنای خیابان نیست در آنجا.
به سمت مهربانی، بقچه می بندم
خزر، فرش صدف در ساحل اندازد
من از بن بست می ترسم
چه میجویم من از باران
که دود از آسمان آرَد
خلیج حس من
سر سبز چون جنگل
خروشانم چو کارون و سپید و چون ارس
اما
نمی یابم طراوت از پساب نهر آلوده...
دیدگاه ها (۱)

مرا غم فزون ست و حسرت بسیبرای دل بی پناهم فکری کنیددلم زخمی ...

ای خیره به دلتنگی محبوسدر این تنگ🍃 این حسرت دریاستتماشا به چ...

آمدی چشمی به چشمم دوختی ممنونتمآتـشـی را در دلـم افـروخـتـی ...

گریه کن عیبی ندارد ،دل سبکتر میشوددر گلو بغضت بماند ،چشم دل ...

هوای شهر آلوده،به جنگل می گشایم پراز این سیمان بد هیکلاز این...

شبی دل بود و دلدار خردمند دل از دیدار دلبر شاد و خرسند که ب...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط