پارت

پارت5*
فصل1*

ا/ت
خیلی خوشحال شدم وقتی اینجوری سوپرایزم کردن یه جوری سوپرایز شدم اشکم در اومد
ا/ت: واقعا ممنونم بابت سوپرایز مرسی عشقم
جیمین: قربونت برم لایقت بود
جورینا: خواهش میکنم زن داداش قشنگم
تهیونگ: قربونت زن داداش
م.ج: قربونت عروس قشنگم
ب.ج: لایقش بودی عروس خانم
جیمین: عشقم مامان باباتم دعوت کردیم
ا/ت: واقعا؟
جیمین: اره عشقم
م.ا/ت: تولد مبارک مافیا کوچولویه من
ب.ا/ت: تولد مبارک رئیس بعدی باند مافیا
ا/ت
این جشن بهترین جشنی بود که یکی برام گرفت یجوری خوشحالم کرد که اشکم در اومد
فردا*
جورینا
من خیلی زن داداشو دوست دارم وقتی دیدم دیشب اونقدر خوشحال شد منم خیلی خوشحال شدم
جورینا: زن داداش
ا/ت: بله جورینا
جورینا: زن داداش من برم به جیمین و تهیونگ بگم بریم بیرون چهار تایی
ا/ت: اره عزیزم برو بگو منم الان خاضر میشم بریم
جورینا: جیمین و تهیونگ بیاین کارتون دارم
جیمین: بله جورینا
تهیونگ: بله بگو
جورینا: من به زن داداش گفتم اماده شیم بریم بیرون چهار تایی زن داداش گفت باشه منم اومدم به شما بگم
تهیونگ: باشه بریم
جیمین: بریم
تهیونگ: من میرم حاضرشم
جیمین: منم میرم اماده شم
یک ساعت بعد*
جیمین
همه مردم ترسیده بودن که چهارتا مافیا اومدن بیرون هر چهارتاشونم رئیس باند مافیایی خانوادشون بودن
جیمین: مردمو ببین ترسیدن
ا/ت: اره ترسیدن
جورینا: وااای قیافه هاشونو
تهیونگ: زیادی ترسیدنا بنظرن برگردیم خونه
جیمین: انگار تو بیشتر ترسیدی
تهیونگ: کی گفته من ترسیدم
جیمین: چشات زار میزنه که ترسیدی
تهیونگ
من در واقع نترسیده بودم داشتم فیلم بازی میکردم که یکی از مردم...

پارت بعدی سریع گذاشته میشه درخواستیا زیر این پست

فایتینگگ🍃💚

@company_kpopstar
دیدگاه ها (۵)

پارت6*فصل1*تهیونگیهو زنگ زد به پلیس و گزارش دادتهیونگ: چیکار...

پارت7*فصل1*ا/تیه فرد قریبه با قیافه ترسناک وارد اتاق شد فرد ...

پارت4*فصل1*ا/ت: من برم به جیمین بگم بیاد پایینم.ج: دستت درد ...

پارت 2*فصل1*ا/تبرای فردا قرار شد برای اولین قرار بریم کلاب ج...

khianat duroqin .. Part20و یه بوسه روی لپ کوک میزاره و کوک ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط