{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۳۹

پارت ۱۳۹

پرش زمانی ///

رزت : خب... این یه کم حوصله سر بره

کالیکس : یه کم؟ از قیافت معلومه خیلی حوصله ات سر رفته

رزت : نه بابا

کامیلان : آره معلومه

رزت :... آره حوصلم سر رفته

کالیکس : کاری نداری انجام بدی؟

رزت : نوچ....

کامیلان : خب...

رزت : خب


کالیکس : خب....

رزت:خ_

کالیکس : خب و زهرمار

رزت : عه باشه چرا داد میزنی

کالیکس : دوست دارم داد بزنم به تو چه

کامیلان : هعی بازم دعوا

رزت : تچ.... حالا فکر نکن ازم بزرگ تری میتونی هر کاری که دلت بخواد میتونی انجام بدی

کالیکس : اتفاقا هر کاری که دوست داشته باشم میتونم انجام بدم... تو خودت اندازه دونه ی برنجی

رزت : تو خودت چی فکر میکنی ؟ فکر میکنی خیلی خوبی

کالیکس : هممم نظرت چیه نفرینت کنم

رزت : آخه کدوم آدم عاقلی خواهرشو نفرین میکنی

کالیکس : من دیدیم.... خودم

کامیلان : عه بسه... زهرمار هی دعوا دعوا

رزت، کالیکس : اون اذیتم میکنه

کامیلان : هر روز همینه

رزت: به هر حال..... جرعت داری یه بار دیگه یه چیز دیگه بگو

کالیکس : من دیگه دهنمو بستم تو داری اذیت میکنی

رزت : خفه.... کامیلان

کامیلان: هوم؟

رزت : واسه شما هم نامه اومده؟

کامیلان : اوهوم

رزت : آها
دیدگاه ها (۵)

پارت ۱۳۸رزت : تو هم حس خوبی نداری؟ کیان : اوهوم.... ولی تا ج...

پارت ۱۳۷کلود : بده ببینم * ماره خودش رو بهش دادم.... شروع کر...

پارت ۴۸* یهو رنگش تغیر کرد *رزت : عه! بهم گفته بود رنگش عوض ...

پارت ۱۹ //پرش زمانی //کالیکس : هی! نخودچی! * به سختی چشمام ر...

پارت ۴۱ کیان : این سوالا از کجات در اومدن. رزت : از مغزم کیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط