{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون خونه‌هایی که توش یه نفر همیشه هست که به جوکای بی‌مزه

اون خونه‌هایی که توش یه نفر همیشه هست که به جوکای بی‌مزه بلند بلند بخنده، یکی که پرده‌ها رو هی کنار بزنه، تلوزیون رو روشن کنه و سریع بزنه کانال سه که سریال داره، خونه‌هایی که توش همیشه چای تازه دمه، بوی سیب پوست‌کنده می‌آد، یکی هنوز جدول حل می‌کنه و مجله‌ی روزهای زندگی ورق می‌زنه، یا دختر ۱۳ ساله‌ای که یواشکی تو جارختخوابی و گوشیِ جاوای مادرش رمانای میم‌.مودپ‌پور می‌خونه، اون خونه‌هارو دستِ کدوم باد دادیم که دیگه برنگشت...
دیدگاه ها (۱۱)

اگر آب دستتان هست، همین الان زمین بگذارید و بروید و بگویید.ب...

فرار میکنم از سکوتِ بی منطق شهر دیگر نمی ایستم مرد ماندن ن...

شاید باید بر سرِ ماندن داد بزنم و به تنهایی و وفا پرخاش کنم!...

یه وقتایی یه حرفایی رو نه میشه نشنید، نه میشه نوشت، نه میشه ...

بچه که بودم ، خیلی باهاش صمیمی بودم ، همیشه اگر حوصلش سر می ...

عملیات مایکی کوچولوی تولدی🤍🍰قسمت پنجمشینیچیرو یه جعبه‌ی بلند...

پارت دومنفسم توی سینه حبس شده بود. دستم هنوز روی دهنِ هوسوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط