{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدربوسیدمش تاخسته شد غرق دربوسه ی پیوسته شدتا خواست لب

آنقدربوسیدمش تاخسته شد غرق دربوسه ی پیوسته شدتا خواست لب برشکایت وا کند لب نهادم برلبش تا بسته شد
دیدگاه ها (۱)

سخت ترین حس اینه که بفهمی نه راه پس داری نه پیش..وباید خودت ...

ﺍﯾـــﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻫــﺎ ﺗﻨــــﻢ ﯾــﻪ ﺍﻏــﻮﺵ ﮔﺮﻡ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫــــﺪ ﺑﺎ ﻃـ...

دنیای آدم برفی ها دنیای ساده ای نیس اگر برف بیاد هست ،اگر بر...

آن روزها تو وبوسه های داغاین روزها من و داغ بوسه ها

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

کمی بهتر شد. بعد به پایین نگاه کرد.همه منتظر بودند ببینند چه...

نام=)سایه مافیا### پارت شانزدهم: طعمِ فلز و خاکسترنورِ زرد و...

**پارت ششم**جونگ‌کوک بازوی لیها رو کشید و با قدم‌های بلند، ا...

𝓜𝔂 𝓹𝓲𝓷𝓴 --² ــ چرا همون حرفایی رو میزنی که می‌خوام بشنوم ؟ چ...

تک پارتی یونگی 🫐هوای خنکی توی باد ها پیچید..زمزمه ی حشرات و ...

پارت ۳۱ارتباط چشمی برقرار کردند، برای چند لحظه. چون ناروتو س...

پارت ۳۲ (هشدار زارتان زورتان🎀)کم کم اتفاقات ان شب شروع به صم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط