{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۹
فیک جونگکوک
( ازدواج اجباری)

یورا : این الان مهمه
کوک : معلومه مهمه
جیمین : تو چطوری اومدی تو
کوک : در باز بود آمدم
یورا : تهیونگ
تهیونگ : یه من چه
کوک: اصلا تو کی باشی
جیمین: بسه دیگه اون تهیونگ دوستم
کوک : دوست تو چرا باید زن منو بقل کنه؟
یورا : آخه زنت خیلی برات مهمه
کوک : بیا بریم خونه
یورا : برو پیش همون پوشه قرمزت
کوک : کوچولو ناراحت شدی
یورا : خفه
کوک : از همگی عذر میخواهم ولی مجبورم( چه باادب)
براید استایل بقل گرفتم همش دستور پا میزد ولی بالاخره نشستیم تو
یورا : بزار برم
کوک : یورا عصبیم نکن فقط جواب سوالم رو بده
یورا : باشه بپرس
کوک : تو پوشه قرمز رو برداشتی
یورا : من ورنداشتم( کمی داد)
کوک : داد نزن
یورا: میزنم اون پوشه از منم برات مهم تره ولم کن میخوام برگردم
کوک : نیست
یورا : پس چرا سرم داد زدی
کوک : بسه دیگه خسته ام کردی( داد)
یورا آروم گرفت و چیزی نگفت
ویو یورا
پسره الاغ همش داد میزنه بالاخره رسیدیم سریع پیاده شدم رفتم بالا لباسم رو عوض کردم رفتم تو تخت

پایان پارت ۱۹
( تو ماشین خوابم برده بود😂)
دیدگاه ها (۲۷)

دهنت حداقل میگفتی کدوم باز بزارم 😂

قرار چهار تا پارت بزارم فقط بخاطر ایشون https://wisgoon.com/...

بچه ها اینبار که اومدم تبریز دوهفته حدودا موندم اگر اومدین ت...

پارت ۱۸ ویو کوک یورا رقت منم دنبالش رفتم ببینم کجا می‌ره از ...

فیک بازی با عشق پارت ۶ته: ارهجیمین: یکی زدم به کلش گوساله جی...

P3

شب تولدم پارت 6 جونگ کوک: اتتتتتتتتتت(داد و گریه) جیمین: تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط