{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدمک سلام

آدمک سلام
چقدر تنهایی
حتی این روزها کلاغ ها هم سراغت نمی آیند می گویند دل نداری
اما آنقدر مهربانی که دستهایت همیشه باز است همیشه منتظر مهمانی هستی
من هم تنهام
همنشین می خواهی
دستهایم را باز می کنم و سرم را رو به آسمان درست مقابل تو می ایستم
از خدایم می خواهم جان مرا بگیرد و به تو بدهد
آنگاه تو زنده میشوی و من آدمک
این روزها همه می گویند دل وجود ندارد
دلم را به تو هدیه می دهم
چون تو بهتر از همه عشق را آموختی
مراقب دلم باش
شکستنی ست...
دیدگاه ها (۱)

یه دختر و پسر که زمانی همدیگرو با تمام وجود دوست داشتن بعد ا...

" آیــــنه "با تـــو ام . . . !!!محــــض رضای خـــدا برای یـ...

قول دادم به خودم غصه تراشی نکنم فکر این را که تو باشی و نباش...

Postهمه بخونید لطفا خیلی قشنگه....                      دBkh...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐اولین نشانه خیلی کوچک بود.آ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش دوم_کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی...

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

The Joke That Broke Us

چـشم مـن، محرمی راز تورا می خواهدشـاعـر قـافـیه پرداز، تو را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط