بـایـــد کســی بــاشد...
بـایـــد کســی بــاشد...
که هروقت بار تنهاییت سنگین شد
هر وقت کمر کلماتت شکست
هر وقت طاقت سکوتت تمام شد
هر وقت کم آوردی
هر وقت سهمت از بغض
بیشتر از توانت شد
بیاید بنشیند مقابل چشمهایت
و تو زل بزنی به خودت
که جاری شده ای میان چشمهایش
و تو یک جا...
تمام دلتنگیت را...
تمام خستگیهایت را...
و تمام بغضت را...
و تمام خودت را به او تکیه دهی...
که هروقت بار تنهاییت سنگین شد
هر وقت کمر کلماتت شکست
هر وقت طاقت سکوتت تمام شد
هر وقت کم آوردی
هر وقت سهمت از بغض
بیشتر از توانت شد
بیاید بنشیند مقابل چشمهایت
و تو زل بزنی به خودت
که جاری شده ای میان چشمهایش
و تو یک جا...
تمام دلتنگیت را...
تمام خستگیهایت را...
و تمام بغضت را...
و تمام خودت را به او تکیه دهی...
- ۴۲۷
- ۱۳ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط