{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو تهیونگ

ویو تهیونگ
جونگکوک در اتاق رو زد
- بیا تو
جونگکوک رفت رو یه مبل لم داد دو دکمه پیراهنش باز بود من سرم را از کامپیوپر بلند کردم دستم را داخل موهام فرو بردم
- چی شده جونگکوک؟
جونگکوک: فردا شب مهمونی داریم از طرف... اها یادم اومد خانم لی ا/ت بود فکر کنم
- مجبورم؟
جونگکوک: نمیدونم گفته بودن باید بریم
- حالا درباره چی میخوان صحبت کنن که انقدر مهمه
جونگکوک: چرا همچی رو از من میپرسی من چمیدونم
- باشه باشه
جونگکوک: داخل بار یه دختری رو دیدم خوشگل بود نوشیدنیش ریخت روی لباسم اما وقتی نگاش کردم ....
- تورو خدا بسه... نگاش کردم خوشگل بود( مثلا اداشو دراوزد)
جونگکوک: تا کی میخوای با میرا باشم
- دیگه دختری برام مهم نیست میخوای جدا شو ازش ولی اطلاعات بده از اون خانواده
جونگکوک: فقط اینو میدونم که یک سال پیش خواهرش غیب شده و اصلا نیست همین
- اصلا بیخیال به من چه جدا شو
جونگکوک : باشه فردا میای دیگه؟
- کجا؟
جونگکوک: معلومه که مهمونی راموشی داری؟
- اها میام اره میام
- راستی شرکت اقای لی رو کی اداره میکنه اون الان مرده
جونگکوک: هیچی نمیدونم شاید درباره این میخوان صحبت کنن یا شاید اره برسه به میرا اون یکی خواهرش هم هیچکس نمیدونه کجاست شاید مرده
من بلند شدم رفتم دم پنچره ایستادم
- از شرکت خودمون چی و اتاق قمار و برده ها اطلاعات میخوام
جونگکوک: برده ها که امشب دارن اماده میشن که یا تو باشن شرکت هم فردا یه جلسه داری و اتاق قمار هم هر کی داره داره میاد قمار میکنه
جونگکوک : اها راستی یکی از برده ها خودکشی کرده
- به من چه دفنش کن
جونگکوک: باشه با بادیگارد ها میگم
جونگکوک: من دیگه میرم
جونگکوک بلند شد و رفت
ادامه دارد..........
شرط... 5 لایک..یا 6 کامنت..یا 2فالور
چطور بود؟
دیدگاه ها (۰)

silence.

silence

silence

silence

silence

برادر ناتنی بد 🎀²³_ من کار دارم‌چرا نمیفهمی/بلند/ +اونیکه نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط