{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامانم مسافرته زنگ زده ميگه:خونه رو تميز کن شايد با خالت

مامانم مسافرته زنگ زده ميگه:خونه رو تميز کن شايد با خالت اينا بيايم!خبرنداره بعد از 2ساعت که داشتم از تشنگي تلف ميشدم آخرش از آب گلدون خوردم!
دیدگاه ها (۷)

پارت ۲

My idol

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

رمان: قلب در تاریکی

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط