{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" بمان "

" بمان "
یادت چون پیچک سبزی
بر دیوار خاطرم ارام می روید
از مرزهای خاطره می گذرد
و من می مانم با اینهمه یادبرگ
که از گوشه گوشه ی رویاهایم سرریز شده چه کنم!
می ترسم حتی برگی کوچک
از این پیچک پر برگ
جدا شود، بر زمین افتد
مبادا رهگذری غریب
پای بر ان بگذارد
لگدمالش کند
با من بمان تا ابد
سبز و پاک
بگذار رویش تو را حس کنم
بر دیوار خاک گرفته ی خاطرم
بگذار استشمام کنم
رایحه ی حضورت را
بر دیوار خاطرم بمان
دیدگاه ها (۱)

" به رویایم بیا "به خوابم بیابرای گذری برای لحظه ایتو را چشم...

" گریز "از تو کجا بگریزم که همیشه با منیتو را در باران می بی...

بدجور هوس کرده دلم "ناز" برقصی!در خلوت بی پنجره ام "باز" برق...

با نگاهت دل به دریا می رود پر ز طـــوفان تا غزلها می رودبا ش...

از خاطرم که میگذریعطر حضور توتمام وجودم را فرا می گیردبگذار ...

,,,,,,,,,من و گل هاى پيچک و تو,,,,,,,,با تمام وجودم کوک شده ...

نینا ریچی | اوسی توکیو ریونجرز

بیا برای یک بار هم که شده خجالت را کنار بگذاریم کنار هم زانو...

💖سلام آرام جان من، مهدی جان💔برایت گل نرگس آورده ام آقا جان، ...

عاشقانه هایم را دوست دارمنجواهای دلم را که نجیبانه پس از آمد...

که یاد ابــــــــــــر و ابریشــــــم و عشـــق می افتم .خوب ...

هزار و یک اسم داری و من از آن همه اسم "لطیف" تو را دوست تر د...

نام داستان: هدیه دوست داشتنینویسنده: fa.m کاربر انجمن نودهشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط