{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی

تکپارتی
موضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکارای خانومش گرم گرفته بود و تو..)
لینو/ا.ت

تو چند وقت داشتی تو گوشی میگشتی که یهو به یه ویدیو از مینهو رسیدی که داشت دنس می‌رفت.
همچین طبیعی بود و هیچ اتفاق خاصی نیفتاده بود تا اینکه یهو یه دختر از پشت سرش اومد کنارش و شروع کرد به رقصیدن باهاش.
با دیدن لبخند های مینهو به اون دختر خونت جوش آورد و صورتت قرمز شد..!
دقیقا تو همون موقع صدای باز شدن در اومد و بعد از اون چهره خسته مینهو رو دیدی.
سعی کردی طبیعی باشی و عصبانیتت رو نشون ندی برای همین لبخندی زدی و دستاتو به نشونه اینکه بیاد بغلت باز کردی..
اون با قدم های آروم اومد سمتت و خودش رو پرت تو بغلت چشماش رو بست..
همون‌طور که سرش رو گذاشته رو گردنت آروم زمزمه کرد و گفت که امشب باید برید بار توهم باشه‌ای گفتی و همون‌طوری موندی تا مینهو خودش بلند بشه.
یکم که گذشت مینهو از بغلت بیرون اومد و به سمت اتاق خواب رفت تا دوش بگیره توهم رفتی تو آشپزخونه و غذایی که از قبل آماده کرده بودی و گرم کردی تا مینهو بیاد.
حدود بیست دقیقه بعد مینهو با یه تیشرت مشکی و شلوارک طوسی و موهایی که هنوز خیس بود و آب ازش چکه میکرد با یه حوله سفید و کوچیک تو دستش اومد پایین تو آشپزخونه..
برگشتی سمتش و وقتی دیدی که درست موهاشو خشک نکرده رفتی سمتش و حوله رو از دستش گرفتی و انداختی رو موهاش و خودت شروع کردی به خشک کردن موهاش..!
درسته که ازش دلخور بودی ولی خب این دلیل نمیشد که بزاری اون همون‌جوری تو خونه بگرده و تهش مریض بشه!
غذاتونو که خوردید تو رفتی بالا تا آماده بشی..
جلوی کمد لباس هات ایستادی و به لباس های رنگارنگ توش نگاه کردی.
با فکری که به سرت زد یه لبخند ملیح زدی و کوتاه ترین و تنگ ترین لباست رو برداشتی و پوشیدی و بعد از اون نشستی پشت میز آرایشت و شروع کردی به میکاپ کردن..
یه میکاپ غلیظ و کاملا تو چشم انجام دادی و بعد از زدن یه عطر کارتو تموم کردی و رفتی بیرون و با لینویی که یه پیراهن دکمه دار مشکی با شلوار جین مشکی پوشیده بود رو به رو شدی(لینو تو یه اتاق دیگه لباساش رو عوض کرده)
واقعا جذاب شده بود و اون چهره الان خیلی آروم بنظر می‌رسید..مشتاق بودی ببینی با دیدن اون لباس و میکاپ چه واکنشی نشون میده!
اروم به سمتش قدم برداشتی، اونجا احساس بهبودی عطر آشنا سرش رو برگردوند و با تو مواجه شد..
درسته که خیلی خوشگل شده بودی اما این استایل واسه اون مهمونی و اون مکان یخورده زیاده روی بود..!
میخواست بیاد سمتت و ازت بخواد که بری و لباست رو عوض کنی ولی خب متاسفانه با یادآوری ساعت و اینکه از تایم اصلی مهمونی مدتی گذشته بیخیال شد و از خونه خارج شد و به طرف پارکینگ حرکت کرد..
.
.
تو تمام مدتی که تو ماشین نشسته بودید لینو دستش رو گذاشته رو پات و آروم نوازش میکرد..
البته که گاهی اون نوازش ها تبدیل به فشار های ریزی میشد که می‌گفت من هنوزم اینجام و هواسم بهت هست!
به بار که رسیدید تو منتظر لینو نشدی و خودت از ماشین پیاده شدی..
لینو که اومد کنارت دستت رو گرفت و انگشتاش رو بین انگشتای تو قفل کرد و بعد از اون باهم وارد بار شدید..
بوی الکل و دود سیگار همه جارو گرفته بود و خب یجورایی فضا رو خفه کرده بود طوری که درست نمیتونستی نفس بکشی که البته این مشکل بعد از چند دقیقه تنفس تو اون مکان بهتر شد!
کنار اعضا نشستید و باهم حرف زدید.
البته این مینهو بود که بیشتر حرف میزد تو یجورایی حکم نظاره گر رو داشتی..!
مدتی بعد صدای زنگ گوشیت رو شنیدی ولی خب چون صدای موزیک بلند بود نمیتونستی با شخصی که پشت تلفن بود خوب حرف بزنی برای همین از جات بلند شدی و به سمت گوشه‌ای ترین قسمت بار رفتی، جایی که صدا کمتر بود!
چند دقیقه‌ای با دوستت صحبت کردی و وقتی که مکالمتون تموم شد تو میخاستی برگردی پیش مینهو و اعضا ولی وقتی اون ویدیو دنس و اون لبخند رو به یاد اوردی تصمیم گرفتی بری و یکم برای خودت وقت بگذرونی‌‌..
رو یه صندلی نشستی و بعد سفارش یه بطری ودکا، دوباره گوشیت رو درآوردی و مشغول شدی.‌.
یکم بعد احساس کردی که شخصی کنارت نشسته سرت رو برگردوندی و با یه پسر تقریبا بیست و خورده‌ای ساله مواجه شدی..
به نظر میومد مست باشه برای همین سعی کردی یکم ازش فاصله بگیری و اهمیتی بهش ندی..
چند دقیقه بعد صدای گریه و هق هق آرومی رو شنیدی..
سرت رو برگردوندی و دیدی همون سری که کنارت نشسته بود داشت گریه میکرد..‌!
آدم سنگدل و بی احساسی نبودی معمولا وقتی میدی ینفر داره گریه می‌کنه دلت می‌لرزید و سعی میکردی ارومش کنی، برای همین به اون پسر نزدیک تر شدی و سعی کردی توجهش رو با گذاشتن دستت رو شونش جلب کنی!
اون پسر سرش رو برگردوند سمت و با چشمای اشکی و قرمز بهت نگاه کرد‌‌..
دیدگاه ها (۰)

(ادامه پارت قبل)اونجا بدون اینکه به دور و برت نگاه و توجه کن...

(ادامه پارت قبل)سرت رو بلند کردی و به صاحب اون دست نگاه کردی...

تکپارتیموضوع:( وقتی چند روز پیش با یکی از همکارای خانومش گرم...

سناریو

برو کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط