{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین بوسـہ

آخرین بوسـہ


روزها گذشت، اما چیزی بینشون تغییر کرده بود.

نه فاصله‌ی معمولی… یه جور سکوت حساب‌شده.

تهیونگ کمتر حرف می‌زد.

بیشتر نگاه می‌کرد.

جئون اما هنوز فکر می‌کرد همه‌چی تحت کنترله.

هنوز باور داشت تهیونگ “مال” خودشه.

اما نمی‌دونست تهیونگ، دیگه مدت‌هاست تصمیم گرفته.

یه شب، تهیونگ تنها بود.

گوشیش رو برداشت.
الان وقتشه…

و تماس قطع شد.

پارت ۳؟
دیدگاه ها (۴)

آخرین بوسـہ چشماش رو به چشمای معشوقش دوخت…انگار برای چند ثان...

𝗦𝘁𝗶𝗹𝗹 𝗹𝗼𝘃𝗲 𝘆𝗼𝘂 𝗙𝗿𝗼𝗺 𝗚𝗼𝗹𝗱𝗲𝗻 𝗝𝗲𝗼𝗻 𝗟𝗶𝗹𝗶𝗮𝗻آهنگ خودمه امیدوارم از...

آخرین بوسـہ آخرین پک سیگارش رو عمیق کشید و نگاهش رو دوخت به ...

chapter 2p18تهیونگ با اون پوزخندِ مرموزش، مستقیم به ا.ت خیره...

chapter 2p29با هر تماسی که بدنِ ا.ت با بدنِ تهیونگ داشت، با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط