{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چمدانی که به دستت دادم ,

چمدانی که به دستت دادم ,
حاویِ مقدار زیادی ماده ی منفجره بود ...
نترس ...
انفجارها زمانی رخ دادند
که تو خواب بودی و من
مدام گریه میکردم ...!!!

#احمد_سلیمی
۹۷/۹/۲۵
دیدگاه ها (۵)

قربون اون اشکات آقا جان ...آقا تو سیدی ...دلت پاکه ...یه دعا...

فـریـاد های زده نشـده یـواش یـواش چـین و چـروک هـای روی صـور...

حالم خوب است،هنوز خواب می بینم ابری می آیدو مرا تا سر آغاز ر...

من می‌خواهم صحنه‌هایی را به تو نشان دهم ,که مثل سیلی به صورت...

سناریو:وقتی تو خواب گریه میکردی و...[هیونگ لاین]نامجون:با تک...

پارت ۵چند ماه بعد_ساعت ۱۲ بامداد_خونه ی جونگکوک و تهیونگ:تهی...

#مافیا_عزیز_من#Part11اون جعبه رو باز میکنه و جلو تو میگیره و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط