دیشب سه غزل نذرتو کردم که بیایی
دیشب سه غزل نذرتو کردم که بیایی
چشمم به ره عاطفه خشکید کجایی؟
با شکوه ی من چهره ی آدینه ترک خورد
از سوی تو اما نه تبسم نه ندایی
از بسکه دراندیشه ی تو شعله کشیدم
خاکسترحسرت شده ام نیست دوایی
آمارتپشهای دلم را به تو گفتم
پرونده شد اندوه من ازدرد جدایی
چشمم به ره عاطفه خشکید کجایی؟
با شکوه ی من چهره ی آدینه ترک خورد
از سوی تو اما نه تبسم نه ندایی
از بسکه دراندیشه ی تو شعله کشیدم
خاکسترحسرت شده ام نیست دوایی
آمارتپشهای دلم را به تو گفتم
پرونده شد اندوه من ازدرد جدایی
- ۳۹۳
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط