{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب دو چشمم از حدیث عشق گریان است

امشب دو چشمم از حدیث عشق گریان است
درد غریبی در دلم، ناخوانده مهمان است
دیگر ستاره، چلچراغ آسمانم نیست
مهتاب بختم، چند روزی کنج زندان است
سقف دلم سوراخ شد، از بار دلتنگی
موسیقی تنهاییم، آواز باران است
کابوس هایم را یکی تعبیر خواهد کرد
هرچند یوسف رفته و در قصر کنعان است
ای کاش یک شب قصه گوی بخت من میگفت
درد جدایی هایمان در حال درمان است
یا اینکه از شادی ورق میخورد این دفتر
میگفت دوران تباهی رو به پایان است
افسوس یک شب باز هم بی تو، رسید از راه
این بدترین تنبیه یک انسان ویران است...
دیدگاه ها (۱۲)

بغضِ صد عشق، گره خورده به پیشانیِ منعطشِ چشمِ تو را داشت، پر...

بی تو بارانم و بر ثانیه ها می بارم حس زیبای تو را بعد تو در...

‍با تو شبی به دیدن مهتاب می روماز چشم های کهنه ی یک قاب می ...

تو کجائی که من امروز نگرانت هستم تو به هر سو که بتابی به کرا...

یا کنج قفس یا مرگ،این بختِ کبوترهاستدنیا پل باریکی بین بد و ...

همایون رحیمیان

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

⟨عاشق بودن رو از شاملو یاد بگیرید اونجا که به ایدا میگه؛محبو...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط