امشب دو چشمم از حدیث عشق گریان است
امشب دو چشمم از حدیث عشق گریان است
درد غریبی در دلم، ناخوانده مهمان است
دیگر ستاره، چلچراغ آسمانم نیست
مهتاب بختم، چند روزی کنج زندان است
سقف دلم سوراخ شد، از بار دلتنگی
موسیقی تنهاییم، آواز باران است
کابوس هایم را یکی تعبیر خواهد کرد
هرچند یوسف رفته و در قصر کنعان است
ای کاش یک شب قصه گوی بخت من میگفت
درد جدایی هایمان در حال درمان است
یا اینکه از شادی ورق میخورد این دفتر
میگفت دوران تباهی رو به پایان است
افسوس یک شب باز هم بی تو، رسید از راه
این بدترین تنبیه یک انسان ویران است...
درد غریبی در دلم، ناخوانده مهمان است
دیگر ستاره، چلچراغ آسمانم نیست
مهتاب بختم، چند روزی کنج زندان است
سقف دلم سوراخ شد، از بار دلتنگی
موسیقی تنهاییم، آواز باران است
کابوس هایم را یکی تعبیر خواهد کرد
هرچند یوسف رفته و در قصر کنعان است
ای کاش یک شب قصه گوی بخت من میگفت
درد جدایی هایمان در حال درمان است
یا اینکه از شادی ورق میخورد این دفتر
میگفت دوران تباهی رو به پایان است
افسوس یک شب باز هم بی تو، رسید از راه
این بدترین تنبیه یک انسان ویران است...
- ۱.۲k
- ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط