{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقای مرا می گویی ؟؟

آقای مرا می گویی ؟؟

قصه ها دارد این سردار قافله ی عشق...

خنده ای که از عمق جانت بر خواسته ، روحم را تازه میکند...

بخند که با شوق خنده هایت می خندم ، با اشک جانسوزت بس آتش میگیرم...
دیدگاه ها (۲)

من تمنا میکنم تو محدود باش... تو فریاد میزنی ، تو محدود باش...

گفتی چشمانت را درویش کن ... گفتم چشم... گفتی دوست نداری نگاه...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

موسیقی

عاشقانه های شبنم

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

آنجا که «من» در آتشِ شناخت می‌سوزد، پرده‌ها از میان برمی‌خیز...

فراتر از خویش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط