{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلدر مدرسه(part 4)

قلدر مدرسه(part 4)

ویو یونگی؛
اگه این دختره نبود نمی تونستم جواب اون سوال هارو بدم...حالا اسمش چیه بزار ازش بپرسم..نه نه من ازش اسمشو نمی پرسم آره...ولی میخوام بدونم اسمش چیه..یونگی به خودت بیا یعنی چی که می خوام اسم اون دختره پرو رو بدونی اه اصلا ولش
یونگی:هویی دختره اسمت چیه(منظورش یوریه)
یوری:یوری چطور مگه
یونگی:هیچی پرسیدم ببینم دفعه بعد تورو با چه لقبی صدات کنم(و در جمله ی آخر خندید)
یوری:هر هر هر مسخره
و بعدش زنگ خورو
میا:سیلام یوری میای باهم بریم
یوری:اوک
و داشتیم توی حیاط باهم حرف میزدیم
میا:میگم یوری میشه شمارتو بهم بدی(کیوت)
یوری:چراکه نه(و شمارشو داد به میا و میا هم شماره‌ خودشو به یوری داد)
(خب دیگه چون خیلی حوصله ندارم از مدرسه در اومدن رفتن خونه(زنگ آخر بود)و میریم ویو هارو باهم تماشا کنیم)

ویو یوری
رسیدم خونه دیدم بابام داره کتاب میخونه رفتن بغلش کردم
یوری:سلام بابایی(کیوت)
ب/ی:سلام دختر قشنگم خوبی
یوری:ملسی تو خوبی
ب/ی:آره دخترم منم خوبم
یوری:مامان کجاست
ب/ی:رفته فرودگاه
یوری:واسه چی
ب/ی:مگه خبر نداری
یوری:از چی
ب/ی:رفته داداشتو بیاره
یوری:بازم اون کُره خر پیداش شد
ب/ی:آره دیگه...فقط وقتی اومد باز جنگ و دعوا رو شروع نکنیدا من سرم درد میکنه
یوری:باشه حتما(چرت میگه)
)و بعد مامان و داداش یوری میان خونه سلام حال احوال لباس عوض کردنو این حرفا و اسم داداشه یوری سونگ هستش(دیگه ببخشید اسم به ذهنم نرسید)
سونگ:به به خواهره قسنگم چطوری(خبیثانه)
یوری:سلام مرسی تو خوبی(بی حصله)
سونگ:آره چیکار می کردی
یوری:به توچه
سونگ:به من هرچه بگو بازم داشتی فیلم های خاک بر سری نگا می کردی
یوری:میای جرت میدما
سونگ: واقعا که بابا این فیلم ها به درد تو نمیخوره
یوری:خفه شو از اون موقعی که جنابالی رفتی لم دادی دیگه نگا نکردم فهمیدی
سونگ:پس داشتی چیکار می کردی
یوری:برو بابا(و درو روی سونگ بسد)

ویو یونگی
امروز وقتی اومدم خونه مامان بابام گفتن که توی اتاق باهام دار دارن منم رفتم توی اتاق
یونگی:سلام مامان سلام بابا
م/ش:سلام پسرم
ب/ش:سلام یونگی
یونگی:گفتید بیام اتاق کارم داشتید
ب/ش:آره..ببین یونگی من با یوی از شُرکام که دوستم هم هست قراره بیان ایجا خب همین العان بهشون گفتم خب بد رفتاری نمی کنی ها
یونگی:کی هست حالا
ب/ش:تو نمیشناسیش
یونگی:آها باشه..کاره دیگه ای ندارید
ب/ش:نه می تونی بری
م/ش:فقط ناهارتو گذاشتم روی میزه
یونگ:باشه ممنون(و رفت)
.
.
.
(تمام اینم از این پارت دیگه خیلی حوصله نداشتم بنویسم ولی فردا یکم طولانیش میکنم خب پس تا فردا باییی)
دیدگاه ها (۲)

رفتمممم اکسپلورررر هورااااااااا💫💕

قلدر مدرسه(part 5)ویو یوری:و نشسته بودین این داداشه کصخل منم...

تهیونگ(درخواستی)

قلدر مدرسه(part 3)زنگ تفریح خوردو رفتیم حیاط توی صندلی نشسته...

قلدر مدرسه(part 10)ویو یوری مجبورن زنگ زدم به یونگیبوق بوق ب...

قلدر مدرسه(part 6)ویو یوری:و درو ی خانوم باز کردو ی مرد هم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط