{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ¹³
رمان::من عاشق معلمم شدم
نویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄

تهیونگ:چراا؟؟
جونگکوک:چون خجالت میکشم
تهیونگ:اوخیی فدای عشق خجالتیم بشم،باشه دیگه نمیگم
جونگکوک:آفرین
تهیونگ:خب حالا جواب سؤالم رو بده
جونگکوک:کدوم سوال؟؟
تهیونگ:اینکه چیزهایی که راجب من داخل نامه نوشتی حقیقت داره یا نه
جونگکوک:خب...آره حقیقت داره
تهیونگ:منمم
جونگکوک با تعجب سرش رو بالا آورد
جونگکوک:وا..واقعا؟؟
تهیونگ:آره
جونگکوک:(خوشحال)
تهیونگ:من تا به حال اسم هیچ دانش آموزی تو یادم نمونده ولی تو..تو فرق داری همه چیت یادم مونده، از همون روز اولی که دیدمت عاشقت شدم رفتار من با همه سرده ولی با تو نمیتونم سرد برخورد کنم
جونگکوک:....
تهیونگ:چرا چیزی نمیگی؟
جونگکوک:چون نمیدونم باید چی بگم
جونگکوک:راستی جیمین چی میشه؟؟ استاد مین که باهاش کاری نمیکنه؟؟
تهیونگ:نمیدونم
دیدگاه ها (۰)

پارت ¹⁴رمان:من عاشق معلمم شدمنویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄جونگ...

پارت ¹⁵رمان::من عاشق معلمم شدمنویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄کمی...

𓈒࣪˚‌ ‌ 𖥔 🦢‌‌ᰊ ⋆ ࣪. ⋆𝔼𝕄𝕀𝕃𝕐 𓏲࣪ .اگه ܧلبم𐇽 ش𐇽ب بوډ 𐙚ࡄـٮٓاުر݁ꨲش𐇽...

پارت ⁴رمان::من عاشق معلمم شدمتهیونگ:برای این گفتم که جئون جو...

پارت::²⁰رمان::من عاشق معلمم شدمنویسنده::𐙚᭄امــیــلــیــے𐙚᭄پد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط