{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خون آشام من

خون آشام من


My vampire 🦇


Part 13


جیمین: بنظرت چیکار کنیم
جونگ کوک: درست بکشیم
جیمین: احمق جز کشتن ایده ی دیگه ای داری
جونگ کوک: متاسفانه نه
جیمین: هی روانی ها
ات: زهرمار چیه
جیمین: زهر مار تو شکمت
ات: بی‌تربیت 😑


..

ویو جیمین
دیگه تو اعصابم راه می‌رفت از کمرش گرفتم کشیدم سمت خودم لبشو بوسیدم لارا هم جیغ زد ازم جدا شد بهم سیلی زد
ات: چیکار می‌کنی هااااا روانی
جیمین: کاری که آرومت کرد
ات: گوه نخور آدم خوار
جیمین: خب
ات: خب زهرمار کوفت دیگه بهم دست نزن و گرنه می‌کشمت فهمیدی
جیمین: آی ننه ترسیدم
ات: هی جیمین
جیمین : چیه
ات: هیچی بادمجون هی لارا پاشو گم شیم بریم بخوابیم
لارا: چشم قربان


..


ویو ات
با لارا رفتیم اتاق درو قفل کردم روی زمین نشستم با عصبانیت به دیوار نگاه کردم
لارا: جووووون دختر چه لبی گرفت
ات: خفه شو
لارا : طعم لبش چطور بود
ات: نمی‌دونم
لارا: ات چطور بود یه حسی داشتی
ات: هوشششش گاو هیچی نمی‌دونم سریع هلش دادم نذاشتم که
لارا: حالا خجالت نکش قرمز شدی
دستمو گذاشتم رو گونه هام چشامو بستم
ات: من خجالت نمی‌کشم
لارا: آره جون عمت
ات: خفه


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۵۴)

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

چند پارتی✨تعطیلات بود و ات همراه جونگ‌کوک برای چند روز به ای...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

پارت شصتم | خواستگارییک ماه گذشت...صبح روز خواستگاری، خونه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط