{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲

پارت ۲
بهش شک کردم
× عزیزم بیا بریم بخوابیم
+ الان میآم
× بدووووو ( داد )
+ اومدمممممم ( داد )
به سمت اتاق مشترک تون رفتین و ری تخت دراز کشیدین وقتی مطمئن شدی
جونگوک خوابیده
فکر میکردی جونگوک چیو بهت نمیگفت ؟
برای چی میترسید ترکش کنم ؟
با فکر به خواب رفتی
فلش بک به فردا
+ وقتی مطمئن شدی جونگوک از خونه بیرون رفته
یکی از ماشین های عمارت رو برداشتی و تعقیبش کردی
که به یک انبار رسیدی
وقتی جونگوک از ماشین پیاده شد و داخل انبار رفت
توهم پشت سرش آروم رفتی طوری که
نفهمه
وقتی رفتی داخل
دیدی جونگوک روی مبل نشسته و به چیزی خیره شده
دنبال نگاهش رفتی
خشکت زد
اون با لذت با شراب دستش به فردی که داشت با میله ی داغ ، شلاغ ، شوکر کتک میخورد نگاه میکرد درسته چند نفر داشتن کتکش میزدن
ناگهان یکی از آنها اسید رو برداشت و سرتاسر بدن کسی که کتک خورد ریخت و خنده های روانی میکرد
جونگوک سرش رو برگردوند
وقتی تورو دید شوکه شد
سریع با سرعت به سمت ماشین رفتی سوار شدی و با سرعت از کسی که ۵سال باهاش زندگی فرار میکردی اشکات اجازه نمیداد درست رانندگی کنی
جونگوک با تمام سرعت داشت دنبالت میکرد
ناگهان همه چیز برات سیاه شد
و سیاهیییی مطلق
وقتی بهوش اومدی توی بیمارستان بودی
و جونگوک به جذاب ترین حالت خوابش برده بورد
و با فکر اینکه تاالان ۵سال با یه مافیا زندگی کردی لبخندت محو شد
جونگوک بیدار شد وبا حالتی نگران پرسید
× خوبی ؟ جاییت درد نمیکنه ؟ سرت درد نمیکنه ؟ دکتر خبر کنم ؟
+ من خوبم ( سرد )
× ناراحتی ؟
+ چطور میخوای ناراحت نباشم؟
× خب من میترسیدم ترکم کنی دیگه دوسم نداشته باشی ( بغض )
+ سکوت
× یه چیزی بگو
۴لایک ❤
دیدگاه ها (۰)

فیک وقتی مافیا بو و وقتی تو فهمیدی از دستش قرار نیکنی چون م...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

#تکپارتیموضوع:(وقتی مست می‌کنه)خیلی نگرانم شدی؟بنگچان/ا.تاون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط