دارم از تو مینویسم سه روز سرد برفی
دارم از تو مینویسم سه روز سرد برفی
قلمم نمینویسه میگه تو نداری حرفی
روز های بی تو بودن سخته
هر کی مثل من تنهاست بد بخته
درد من را کسی نداد
که از درمان دردی برای خودم ساختم
رو هر طرف رفتم راه برایم کج شد
این دل از دوری تو خسته شد
چیکار کنم یه دل دارم نه صد دل!
همیشه میترسیدم دل به تو بدم
ترس از شکستن دلم نبود
ترس ازآن روزی بود که مبدا روتو را از دست بدهم
میدونی؟
این دل پاره پاره.......................خیلی دوست میداره
قلمم نمینویسه میگه تو نداری حرفی
روز های بی تو بودن سخته
هر کی مثل من تنهاست بد بخته
درد من را کسی نداد
که از درمان دردی برای خودم ساختم
رو هر طرف رفتم راه برایم کج شد
این دل از دوری تو خسته شد
چیکار کنم یه دل دارم نه صد دل!
همیشه میترسیدم دل به تو بدم
ترس از شکستن دلم نبود
ترس ازآن روزی بود که مبدا روتو را از دست بدهم
میدونی؟
این دل پاره پاره.......................خیلی دوست میداره
- ۳.۴k
- ۰۱ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط