{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوار تاکسی شده بودم راننده داشت ازتجربیاتش میگفت منم انگش

سوار تاکسی شده بودم راننده داشت ازتجربیاتش میگفت منم انگشتم رومیزدم روداشبورد برگشت گفت:چیکار میکنی؟
گفتم :
.
.
.
.
.
.
.
دارم لایک میکنم
هیچی دیگه زد بغل پرتم کرد پایین...فکرکنم کامنت نذاشتم دلخورشد...
مردم اصاب ندارناااااااا...دیوونه..
دیدگاه ها (۹)

سلام دوست عزیز میدونی بعضی وقتا بد نیست آدم تنها تنها باشه ....

تفاوت ژلوفن با استامینوفن میدونی چیه؟........ ﮊﻟﻮﻓﻦ ﻣﯽ ﮔﻪ : ...

به مامانم گفتم لایک به غذاتمیگه لایک تو هفت جد و آبادت ای نم...

ﺩﯾﺸﺐ ﻓــــــــﺎﻝ ﮔﺮﻓﺘــــــــﻢ :ﺣﻀـــــﺮﺕ ﺣﺎﻓــــــــﻆﻓﺮﻣـــ...

رمان دخت من

رمان عشق مافیا پارت 6 از زبان ا/تبردم سمته اتاقم با پاش در ر...

No like ...نه میشد گفت کوه بودند ...نه میشد بگم تپه بودند ....

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

پارت ۶ساعت ۸ صبح_جونگکوک:از همون ساعت که با تهیونگ کوچولوم ب...

مربی موتور سوار

My idol

پارت ۴ (سرنوشت)

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط