دلبرمن
#دلبر_من
part 6
یون جو بلند شد
روتین پوستی با لوازم جدیدش را انجام داد
دلش میخواست یکی از تیشرت ها را بپوشد
یکی را انتخاب کرد و پوشید
_اومم نه بزار برم یکی از تیشرت های جونگ کوک و بردارم
از اتاق خارج شد و وارد اتاق جونگ کوک شد
به سمت کمد لباس جونگ کوک رفت
یک تیشرت مشکی برداشت و سریع به اتاق خود برگشت
لباس جونگ کوک را پوشید خیلی بلند بود لباس تا زانو هایش بود
نیاز به شلوار نداشت
همانطور به طرف سالن غذا خوری رفت
جونگ کوک در حال غذا خوردن بود که با دیدن یون جو تعجب کرد
+یون جو؟؟
_جانم؟؟
+اون لباس منه؟؟
_آره
+با اجازه کی پوشیدیش؟؟
_خودم
+دختره پرو
یون جو خندید و به طرف جونگ کوک رفت
_میشه امروز بریم بیرون؟؟
+امروز یکم کار دارم
_جونگ کوک
+اوم سعی میکنم تا ساعت 8 بیام
_باشه
یون جو خوشحال شد
صبحانه اشان را خوردند
جونگ کوک رفت تا به کار هایش برسد
یون جو هم در خانه ماند و تا ساعت 8 خود را سرگرم کرد
ساعت 8 شد
پیامی به یون جو از طرف جونگ کوک آمد
جونگ کوک در پیام این چنین گفته بود
+یون جو من چند روز نمیتونم بیام خونه بعدا برات توضیح میدم خداحافظ ملکه من مواظب خودت باش
یون جو تعجب کرد
به جونگ کوک زنگ زد ولی هر بار جونگ کوک رد تماس میداد
یون جو فکر هایی به سرش آمد ولی خودش را آرام کرد
چند روز منتظر ماند
ادامه دارد......
part 6
یون جو بلند شد
روتین پوستی با لوازم جدیدش را انجام داد
دلش میخواست یکی از تیشرت ها را بپوشد
یکی را انتخاب کرد و پوشید
_اومم نه بزار برم یکی از تیشرت های جونگ کوک و بردارم
از اتاق خارج شد و وارد اتاق جونگ کوک شد
به سمت کمد لباس جونگ کوک رفت
یک تیشرت مشکی برداشت و سریع به اتاق خود برگشت
لباس جونگ کوک را پوشید خیلی بلند بود لباس تا زانو هایش بود
نیاز به شلوار نداشت
همانطور به طرف سالن غذا خوری رفت
جونگ کوک در حال غذا خوردن بود که با دیدن یون جو تعجب کرد
+یون جو؟؟
_جانم؟؟
+اون لباس منه؟؟
_آره
+با اجازه کی پوشیدیش؟؟
_خودم
+دختره پرو
یون جو خندید و به طرف جونگ کوک رفت
_میشه امروز بریم بیرون؟؟
+امروز یکم کار دارم
_جونگ کوک
+اوم سعی میکنم تا ساعت 8 بیام
_باشه
یون جو خوشحال شد
صبحانه اشان را خوردند
جونگ کوک رفت تا به کار هایش برسد
یون جو هم در خانه ماند و تا ساعت 8 خود را سرگرم کرد
ساعت 8 شد
پیامی به یون جو از طرف جونگ کوک آمد
جونگ کوک در پیام این چنین گفته بود
+یون جو من چند روز نمیتونم بیام خونه بعدا برات توضیح میدم خداحافظ ملکه من مواظب خودت باش
یون جو تعجب کرد
به جونگ کوک زنگ زد ولی هر بار جونگ کوک رد تماس میداد
یون جو فکر هایی به سرش آمد ولی خودش را آرام کرد
چند روز منتظر ماند
ادامه دارد......
- ۱.۵k
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط