{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۸۳

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۸۳



خرید های که کرده بودند را به دست بوتیک سپرده تا به عمارت تحویل بدهند آن چهار نفر در کافه که گوشه‌ای دنج از طبقه پایین، بوتیک اختصاصی قرار داشت حضور داشتند روی مبل مخملی قرمز رنگ نشسته بودند جیمین و هویون کنار هم و زوج دیگر جلوی آنها
مبلمانی مخملین به رنگ‌های تیره سورمه‌ای و زرشکی و میزهای کوچک مرمری. پنجره‌های تمام‌قد، منظره‌ای زیبایی داشت
گارسون به سوی آنها آمد و پرسید : چی میل دارید
هویون پا رو آن یکی پا انداخت گنگ گفت : ما بعد از یه خرید میلیونی اومدیم پس یه چیزی بیار تا خستگی رفع بشه
گارسون گیج نگاهش کرد تا اینکه جیمین جدی لب زد : واسه من چای سبز نعمانی بیارید
جونگ کوک روبه همسرش گفت : چی می‌خوری عزیزم
یه سول : یه قهوه ساده
جونگ کوک روبه گارسون لب زد : دوتا قهوه ساده بیارید
هویون خنده عصبی کرد و مشت اش را کوبید روی میز رویه گارسون گنگ و عصبی لب زد : که اینطور پس واسه من بستنی موزی و شیری بیار زود
گارسون با چشمی که گفت از آنها دور شد جیمین به زنش که لحظه فکر کرد افکار بچگانه دارد نگاه کرد بلافاصله دستش را روی شانه هایش حلقه کرد و به خودش نزدیکش کرد بوسه ای روی موهایش گذاشت ‌...
دیدگاه ها (۲)

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۸۴هویون در میان سکوت اتاق ایستاده ب...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۸۵با هر قدمی که زنش با وقار برمی‌دا...

Slave ♡ Season ♡ Part ۱۸۲هوای گرم و ملایمِ اتاقِ پرو، روی پا...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۸۱بلاخره جونگ کوک به همسرش رسید و م...

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۰۵جسمی شبیه به جسد، بلاخره رسید به جل...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۹۶چند ساعتی میشد که مشغول تمرین بود...

ʀᴇᴅᴇᴇᴍᴇʀنجات دهندهp⁸"ویو نویسنده"جیمین پاشد و دستش رو توی جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط