{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خندیدی و با خنده ات شهر دلم تسخیر شد

خندیدی و با خنده ات شهر دلم تسخیر شد
لبخند معروف ژوکوند با خنده ات تحقیر شد

غوغا به پا کردی ببین، شوری به دنیا دست داد
حتی خدا با دیدنت بر خلقتش در گیر شد

قبل از تو شعرم سرد بود درگیر وزن و فافیه
حالا ببین از عشق تو دیوان من تحریر شد

در خواب دیدم بی سخن دل را به یفما میدهم
با چال روی گونه ات آن خواب هم تعبیر شد

بر تاب گیسویت دلم گفتم به هر سو میرود
کار از دل و گیسو گذشت جانم به تو زنجیر شد

تا ریختی از عشق خود جام پیاپی در دلم
هر درد در این سینه بود، یک باره بی تاثیر شد

حتی زمین هم ایستاد تا بنگرد روی تو را
اینگونه بود فصلی جدید با خنده ات تصویر شد

ای وای با یک خنده ات هوش و حواسم پاک رفت
آنقدر بودم محو تو، یک بار دیگر دیر شد
دیدگاه ها (۱)

با من بیا زیبای من! تا عشق مهمانت کنمدردی اگر داری بگو بابوس...

ﯾﻪ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫَﺲ ﺗﻮ ﻗﻠﺒﻢ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﺨﻮﻧﺪﻩﻣﻮﻧﺪﻩﻓﮑﺮِ ﺧﻮﻧﺪﻥِ ﯾﻪ ﺣﺮﻓﺶ ...

#تنهایی رو دوست دارم بی دعوت میاد بی منت میماند بی خب...

ﮔﺎﻫﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﻮﺩﮔﺎﻫﯽ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺸﻮ...

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕𝟎صبح، نور از پنجره افتاد روی ...

صبح...ات طبق عادت همیشگی پایین آمد.اما این بار...کوک سر میز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط