{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خندیدی و با خنده ات شهر دلم تسخیر شد

خندیدی و با خنده ات شهر دلم تسخیر شد
لبخند معروف ژوکوند با خنده ات تحقیر شد

غوغا به پا کردی ببین، شوری به دنیا دست داد
حتی خدا با دیدنت بر خلقتش در گیر شد

قبل از تو شعرم سرد بود درگیر وزن و فافیه
حالا ببین از عشق تو دیوان من تحریر شد

در خواب دیدم بی سخن دل را به یفما میدهم
با چال روی گونه ات آن خواب هم تعبیر شد

بر تاب گیسویت دلم گفتم به هر سو میرود
کار از دل و گیسو گذشت جانم به تو زنجیر شد

تا ریختی از عشق خود جام پیاپی در دلم
هر درد در این سینه بود، یک باره بی تاثیر شد

حتی زمین هم ایستاد تا بنگرد روی تو را
اینگونه بود فصلی جدید با خنده ات تصویر شد

ای وای با یک خنده ات هوش و حواسم پاک رفت
آنقدر بودم محو تو، یک بار دیگر دیر شد
دیدگاه ها (۱)

صبح...ات طبق عادت همیشگی پایین آمد.اما این بار...کوک سر میز ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

چند پارتی جیمین پارت ۴

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط