{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واقعی...

واقعی...
امروز کامیونی رو دیدم که بر اثر سرعت بیش از حد واژگون شده و راننده فوت شده بود، نکته ای که باعث سرازیر شدن اشکام شد این بود که پشت کامیون نوشته بود "بابا منتظرت هستم سلامت برگردی"
آخه چرا بابا؟...
دیدگاه ها (۲)

ساده که باشی..... * * * * * * ته دیگ ماکارانیت را می خورند و...

هنوز هم هستند پسرانی در بین پسران سرزمینم که بوی مردان قدیم ...

بسم الله الرحمن رحیم همیشه دوس داشتم تو محبوبترینا نام خدااز...

حضرت علی علیه السلام: تلخى حق را تحمل کن، و مبادا که فریب شی...

My nurse Part 14( ویو نویسنده)همان لحظه که بادیگارد سرجایش ا...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

Thousands of times more than you think...🙃

Custom bride part : 1

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت سی‌وهشتم 𓆪 🖤🥀در با صدای آرامی پشت سرشان بسته...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 166♡⁠。⁠)⁩حتي اگ...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲۲ | اتاق ۳۱۷— جونگکوک؟صدای هانا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط