ادامه..
ادامه..
چه خریتي کردم برگه ها رو نخونده امضا زدم.. میترسم بد بشه برام..
میترسم تو این بازي ببازم و چيزاي کوچیکی که برام مونده رو هم از دست بدم
فرد: امروز سلنا رو دیدم.. جیمین خندید و گفت:گفت بهت؟ فردم خندید و گفت اره..
جیمین : دیشب اینجا موند
فرد شوکه گفت: بگو که الا خونه نبود..
جیمین جدي گفت: چرا...بود..تو اتاقش بود.. فرد بهت زده گفت: زن رسمیت خونه بود بعد سلنا شب رو موند؟
جیمین : اره..
فرد: خوب؟ دعواتون شد سر سلنا؟
جیمین اروم گفت: نه.. اصلا هيچي درباره اش نگفت و نپرسید. ختره چه دسته گلیه..یه دختر دیگه اوردي خونه و شب مونده هيچي نگفته؟ من بودم سیخ میکردم تو سوزاخ دماغت از پس کله ات بیرون بزنه..
هه..واقعا چه دست گلیم..
جیمین عصبي گفت
چه خریتي کردم برگه ها رو نخونده امضا زدم.. میترسم بد بشه برام..
میترسم تو این بازي ببازم و چيزاي کوچیکی که برام مونده رو هم از دست بدم
فرد: امروز سلنا رو دیدم.. جیمین خندید و گفت:گفت بهت؟ فردم خندید و گفت اره..
جیمین : دیشب اینجا موند
فرد شوکه گفت: بگو که الا خونه نبود..
جیمین جدي گفت: چرا...بود..تو اتاقش بود.. فرد بهت زده گفت: زن رسمیت خونه بود بعد سلنا شب رو موند؟
جیمین : اره..
فرد: خوب؟ دعواتون شد سر سلنا؟
جیمین اروم گفت: نه.. اصلا هيچي درباره اش نگفت و نپرسید. ختره چه دسته گلیه..یه دختر دیگه اوردي خونه و شب مونده هيچي نگفته؟ من بودم سیخ میکردم تو سوزاخ دماغت از پس کله ات بیرون بزنه..
هه..واقعا چه دست گلیم..
جیمین عصبي گفت
- ۱۸.۹k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط