{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه..

ادامه..

چه خریتي کردم برگه ها رو نخونده امضا زدم.. میترسم بد بشه برام..
میترسم تو این بازي ببازم و چيزاي کوچیکی که برام مونده رو هم از دست بدم
فرد: امروز سلنا رو دیدم.. جیمین خندید و گفت:گفت بهت؟ فردم خندید و گفت اره..
جیمین : دیشب اینجا موند
فرد شوکه گفت: بگو که الا خونه نبود..
جیمین جدي گفت: چرا...بود..تو اتاقش بود.. فرد بهت زده گفت: زن رسمیت خونه بود بعد سلنا شب رو موند؟
جیمین : اره..
فرد: خوب؟ دعواتون شد سر سلنا؟
جیمین اروم گفت: نه.. اصلا هيچي درباره اش نگفت و نپرسید. ختره چه دسته گلیه..یه دختر دیگه اوردي خونه و شب مونده هيچي نگفته؟ من بودم سیخ میکردم تو سوزاخ دماغت از پس کله ات بیرون بزنه..
هه..واقعا چه دست گلیم..
جیمین عصبي گفت
دیدگاه ها (۲۵)

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۶ | عادت قشنگ ✦╰──...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟕چند روز بعد...جیمین تقریباً کاملاً به ز...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

شاگرد لوس من

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P5کلید رو تو در ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط