{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

........

........

هیچ میدانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟

_زان که بر این پرده ی تاریک،
این خاموشی نزدیک،

آنچه می خواهم نمی بینم،

و آنچه می بینم نمی خواهم.


شفیعی کدکنی
دیدگاه ها (۷)

777

یک نفر تعریف میکرد:به سمیناری دعوت شدم که در ورودی، به هریک ...

شعر کلاغ و عقاب دکترپرویز ناتل خانلری (از شاهکارهای شعر- معا...

«قهرِ علوی و دکترینِ حَد: بهرام محمدی»۱۳. شبیخون به اتاق‌های...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

نقدی بر نسخه‌ی سینمایی «سرقت بزرگ اتومبیل 6»

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۴: «جنگ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

اعجاز علمی قران در مورد تاريكى دريا{موج من فوقه موج} [ سوره ...

جنگل نفرین شده پارت ۱

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط