{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج اجباری Part

ازدواج اجباری... Part 3
#سونگمین

یک ساعتی بود که سونگمین گرم صحبت با آدم های اونجا شده بود و حتی متوجه نشده بود که تقریبا یک ساعته خبری از تو نیست...
با خلوت شدن دور و برش نگاهی به صندلی خالی تو انداخت... سرش رو چرخوند و تمام سالن رو با چشماش دنبالت گشت..
_این دختره کجا رفت پس
گوشیشو از توی جیبش دراورد تا بهت زنگ بزنه... قبل از اینکه دکمه تماس رو بزنه از طرف یه شماره ی ناشناس براش یه ویدیو ارسال شد.. ویدیو رو باز کرد..چشمای وحشت زده اش رو روی هم فشرد... نمیتونست چیزی رو که میبینه باور کنه
به آدرس زیر ویدیو نگاهی انداخت... شروع کرد به دوییدن و از کاخ خارج شد
سر راهش به هیچکس توجه نمیکرد...چشماش هیچ کس و هیچ جا رو نمیدید... بعد از دیدن اون ویدیو دیگه هیچی نمیفهمید
سوار ماشین شد.. ماشین رو روشن کرد وپاشو تا اخر روی پدال گاز فشار داد... با سرعت از بین ماشین ها رد میشد.. نه به چراغ قرمز و سبقت ممنوع و نه به هیچکدوم از قوانین توجهی نداشت... وارد یه مکان متروکه و خاکی شد... از ماشین پیاده شد و به سمت ساختمون نیمه کاره ای که هنوز حتی دیواراش هم روی هم چیده نشده بود حرکت کرد واردش شد.. عربده ای کشید
_کیونگ جاااا
سرش رو مدام این طرف و اونطرف میکرد به امید اینکه نشونه ای ببینه.. چیزی پیدا نکرد.. بی قراریش بیشتر از قبل شده بود... دوباره فریادی زد
_بیا بیرون عوضی
صدای خنده از طبقه دوم ساختمون بلند شد... کیونگ جا دستاشو بالا اورد و قهقه زنان برای جنون سونگمین اونهارو به هم کوبید.. یکی.. دوتا.. سه تا... سرعت دست زدنشو بیشتر کرد و از روی صندلیش بلند شد...
×به به ببین کی اینجاست... پسر کیم دونگ چو ی بزرگ... خوش آمدین شاهزاده
برای تمسخر کمی خم شد
_بسه دیگه دهنتو ببندد.. بگو زن من کجاس...
×زنت؟ نگران نباش جاش امنه
_اگه یه تار مو.. فقطط یه تار مو از سرش کم بشه بلایی به سرت میارم که روزی هزار بار ارزوی مرگ کنییی
کیونگ جا قهقه ای زد.. از پله ها پایین اومد و مقابل سونگمین ایستاد
×حاضری چی رو فدا کنی تا نجاتش ب...
سونگمین حرفش رو قطع کرد و با صدای بلندی که ببشتر شبیه فریاد بود تا حرف زدن ادامه داد
_همه چیزوو... همه ی پولام همه ی داراییم همه ی زندگیم حتی شده جونمو... جونمم میدم ولی اجازه نمیدم بلایی سرش بیاری
×خب مثل اینکه قراره یکم سخت باشه.. انتظار داشتم راحت تر رهاش کنی
سیگارش رو روشن کرد و اونو بین لبهاش قرار داد
×من بهت بیست و پنج میلیون دلار میدم.. در عوض دختره برای من
سونگمین دستاشو مشت کرد.. خون جلوی چشماش رو گرفت..به سمت کیونگ جا حمله ور شد... با مشتی که توی صورتش خوابوند اونو پخش زمین کرد... روی سینه اش نشست و کیونگ جا روتا حد مرگ کتک زد
_حروم زادههههه

continues...
دیدگاه ها (۰)

ازدواج اجباری... Part 4#سونگمینبا شنیدن صدای سونگمینی که اسم...

ازدواج اجباری... Part 2#سونگمین جلوی در ماشین وایسادی و میخو...

ازدواج اجباری....Part 1#سونگمینسونگمین کلید رو وارد در خونه ...

CHERRY BLOSSOMPart 36هیونجین لوله ی اسلحه رو بیشتر روی پیشون...

رمان شروع دوباره پارت۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط