چقدر امروز دلم هوایت را کرده بود!
چقدر امروز دلم هوایت را کرده بود!
وقتی گفتی : آنجا هوا بارانیست
و جان می دهد برای عاشقی کردن!
چقدر دلم هوایت را کرده بود!
کاش پرنده بودم
می توانستم پرواز کنم
و در یک چشم بهم زدن
سر از آغوش تو در بیاورم!
کاش می توانستم..!
نمیدانی چه عذابی می کشم
آن وقت ها که می گویی:
دلم هوایت را کرده!
نمیدانی چقدر می میرم و زنده می شوم
وقتی نمی توانم آن لحظه
معجزه ای کنم
و کیلومترها آن طرف تر
در آغوشت بگیرم..!
یاشار عبدالملکی
وقتی گفتی : آنجا هوا بارانیست
و جان می دهد برای عاشقی کردن!
چقدر دلم هوایت را کرده بود!
کاش پرنده بودم
می توانستم پرواز کنم
و در یک چشم بهم زدن
سر از آغوش تو در بیاورم!
کاش می توانستم..!
نمیدانی چه عذابی می کشم
آن وقت ها که می گویی:
دلم هوایت را کرده!
نمیدانی چقدر می میرم و زنده می شوم
وقتی نمی توانم آن لحظه
معجزه ای کنم
و کیلومترها آن طرف تر
در آغوشت بگیرم..!
یاشار عبدالملکی
- ۳.۸k
- ۲۰ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط