طلب دوست
طلب دوست
عمری است ، که اندر طلب دوست ، دویدیم .
هم مدرسه ، هم صومعه ، هم میکده ، دیدیم .
با هیچ کس از ، دوست ، ندیدیم ، نشانی .
از هیچ کسی هم ، خبر از او ، نشنیدیم .
هر تیر ، که آمد ، همه بر سینه ، شکستیم .
هر تیغ ، که آمد ، همه بر فرق ، خریدیم .
جام ، ارچه همه ، زهر بلا بود ، گرفتیم .
می ، ارچه همه ، خون جگر بود ، چشیدیم .
هر لوح ، که در مکتب ، ما جمله بشستیم .
هر صفحه ، که در مدرس ، ما جمله دریدیم .
از آنچه ، جز افسانه ی او ، گوش گرفتیم .
از آنچه ، به جز قصه ی او ، لب بگزیدیم .
هر نقش ، به جز نقش وی ، از سینه ستُردیم .
هر مهر ، به جز مهر وی ، از دل ببریدیم .
عمری است ، که اندر طلب دوست ، دویدیم .
هم مدرسه ، هم صومعه ، هم میکده ، دیدیم .
با هیچ کس از ، دوست ، ندیدیم ، نشانی .
از هیچ کسی هم ، خبر از او ، نشنیدیم .
هر تیر ، که آمد ، همه بر سینه ، شکستیم .
هر تیغ ، که آمد ، همه بر فرق ، خریدیم .
جام ، ارچه همه ، زهر بلا بود ، گرفتیم .
می ، ارچه همه ، خون جگر بود ، چشیدیم .
هر لوح ، که در مکتب ، ما جمله بشستیم .
هر صفحه ، که در مدرس ، ما جمله دریدیم .
از آنچه ، جز افسانه ی او ، گوش گرفتیم .
از آنچه ، به جز قصه ی او ، لب بگزیدیم .
هر نقش ، به جز نقش وی ، از سینه ستُردیم .
هر مهر ، به جز مهر وی ، از دل ببریدیم .
- ۳۳۶
- ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط