پارت ۸
پارت ۸
عشق اجباری
دنبالش رفتم طبقه بالا خیلی شیک بود همین جوری داشتم اطراف رو نگاه میکردم که یهو به سینه یکی برخورد کردم سرمو اوردم بالا و بله جز اون اقاعه هیچ کس دیگه ای هم نمیتونست باشه چون فقط ما اونجا بودیم
_ب.بخشید آقا
_اهه انقدر نگو آقا لااقل بگو کوک
_ب.باشه کوکی
ویو کوک
وقتی گفت کوکی دلم رفت براش خیلی کیوت گفت
_اینجا از این به بعد اتاق توعه هرچی نیاز داشتی میتونی بیای و بهم بگی اون اتاق منه (اتاقاشون کنار همه و جونگکوکم مثلا به اتاق خودش اشاره کرد)
_ب.باشه جونگکوکی
خیلی شیرینه دلم میخواد درسته قورتش بدم این کیوتچه لپشو کشیدم و رفتم سمت اتاقم
ویو ته
وارد اتاق شدم......
عشق اجباری
دنبالش رفتم طبقه بالا خیلی شیک بود همین جوری داشتم اطراف رو نگاه میکردم که یهو به سینه یکی برخورد کردم سرمو اوردم بالا و بله جز اون اقاعه هیچ کس دیگه ای هم نمیتونست باشه چون فقط ما اونجا بودیم
_ب.بخشید آقا
_اهه انقدر نگو آقا لااقل بگو کوک
_ب.باشه کوکی
ویو کوک
وقتی گفت کوکی دلم رفت براش خیلی کیوت گفت
_اینجا از این به بعد اتاق توعه هرچی نیاز داشتی میتونی بیای و بهم بگی اون اتاق منه (اتاقاشون کنار همه و جونگکوکم مثلا به اتاق خودش اشاره کرد)
_ب.باشه جونگکوکی
خیلی شیرینه دلم میخواد درسته قورتش بدم این کیوتچه لپشو کشیدم و رفتم سمت اتاقم
ویو ته
وارد اتاق شدم......
- ۸۷۰
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط