به گمانم هذیان میگویم
به گمانم هذیان میگویم
کلمات همچون گداخته ای مذاب از دهانم بیرون میریزند ...
به گمانم تب کرده ام ...
تو میخندی به هذیان هایم
چه میدانی در ذهن تب دار من دیوانه چه میگذر ...
چه میدانی چرا ذوب میشونداین کلمه ها ...
تو به همه کلمات من بخند ،
زیرا خنده ات از التهابم می کاهد ...
اما
هذیان هایم را دوست بدار ...
بخوان آنها را زیرا از وجودم ریشه گرفته اند
مرا ببین !
عاشقانه های تب دارم را فقط برای تو میگویم ...
کلمات همچون گداخته ای مذاب از دهانم بیرون میریزند ...
به گمانم تب کرده ام ...
تو میخندی به هذیان هایم
چه میدانی در ذهن تب دار من دیوانه چه میگذر ...
چه میدانی چرا ذوب میشونداین کلمه ها ...
تو به همه کلمات من بخند ،
زیرا خنده ات از التهابم می کاهد ...
اما
هذیان هایم را دوست بدار ...
بخوان آنها را زیرا از وجودم ریشه گرفته اند
مرا ببین !
عاشقانه های تب دارم را فقط برای تو میگویم ...
- ۸۳۰
- ۲۹ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط