{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگی

دلتنگی
میانِ وجودت زبانه می‌کشد
وقتی
تمام غروب‌های جمعه‌ای که به دلت آشناست،
تنها یک تشابهِ اسمی‌ست با
نبودن‌های کسی که دیگر نیست..
دیدگاه ها (۲)

تا تو پیدایم کنی من در انبوه شاخه های عمر گم شده ام تا مستی ...

دلم برایت تنگ شده و هیچکس حضورِ موذیانه ی بغضی پنهان را در ن...

ن هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم باور کن!من میخواستم...

صحبت ازپایان راه مشترک نیست حرف از باز کردن زخمی کهنه ست که ...

نبودنت، راز برون افتاده‌ای ست که هر جمعه در حنجره ام بغض‌می‌...

دلتنگی گاهی فقط نبودنِ یک نفر نیست؛دلت می‌خواهد صدایش را بشن...

عاشقانه های شبنم

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

وقتی کسی که دوستش داری برنمیگرده غروب دل پر از غمه

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط