امروز با دوست دخترم خیلی عاشقانه داشتیم تو خیابون راه میر
امروز با دوست دخترم خیلی عاشقانه داشتیم تو خیابون راه میرفتیم .. .
یهو بهم گفت : عشقم بعد ازدواجم منو میاری بیرون؟
گفتم اگه شوهرت بذاره چرا که نه
بی شعور گراز یهو با کیف خوابوند تو پوزم
.
.
.
.
.
.
.
.
ولی خداییش باید اجازه بگیره
نباید بگیره
یهو بهم گفت : عشقم بعد ازدواجم منو میاری بیرون؟
گفتم اگه شوهرت بذاره چرا که نه
بی شعور گراز یهو با کیف خوابوند تو پوزم
.
.
.
.
.
.
.
.
ولی خداییش باید اجازه بگیره
نباید بگیره
- ۶۲۵
- ۱۳ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط