رمان زیبا تر از الماس
رمان زیبا تر از الماس
پارت ۶۹
ارسلان: دیانا پاشو برو صبحانه بخور
دیانا: خوابم میاد
ارسلان: مادرت زنگ زد بهم گفت بیام ببینم دیانا خوابه ها بد به حسابش میرسم
دیانا: من گناه دارم پامیشم ولی خستم
ارسلان: دستشو گرفتم کشیدم بلندش کردم پاشو ببینم
دیانا: نالیدم خوابم میاد پاهامو کوبیدم زمین که زنگ خورد مامان اومد تو خونه
ارسلان: سلام
دیانا: مامانننن
مادر:بله دختر تنبل
دیانا: مامان خواب بودم
مامان: پاشو صبحونه بخور بعد از ظهر بریم خرید
دیانا: باشه
ارسلان: دیانا من میرم سرکار مراقب خودت باش باشه
پارت ۶۹
ارسلان: دیانا پاشو برو صبحانه بخور
دیانا: خوابم میاد
ارسلان: مادرت زنگ زد بهم گفت بیام ببینم دیانا خوابه ها بد به حسابش میرسم
دیانا: من گناه دارم پامیشم ولی خستم
ارسلان: دستشو گرفتم کشیدم بلندش کردم پاشو ببینم
دیانا: نالیدم خوابم میاد پاهامو کوبیدم زمین که زنگ خورد مامان اومد تو خونه
ارسلان: سلام
دیانا: مامانننن
مادر:بله دختر تنبل
دیانا: مامان خواب بودم
مامان: پاشو صبحونه بخور بعد از ظهر بریم خرید
دیانا: باشه
ارسلان: دیانا من میرم سرکار مراقب خودت باش باشه
- ۱۱.۲k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط