{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام خاطراتش را

تمام خاطراتش را
نگه داشتم
قاب گرفتم و بر دیوار انداختم
مثل ...
ان نگاهی که لرزاند
دلم را
و ان حرفی که
لرزاند دلش را


#امیرعلی_قربانی
یهویی


https://telegram.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۱۳۴)

شرح یک دنیا دلتنگی راوحشی بافقی در یک مصرع گنجاندان جا که می...

به سوی تو دویدمهمان رنگین کمان زیبادر انتهای جاده باران خورد...

غروب جمعه رابیشتر دوست می داشتبه امید اینکهدلتنگیش بهانه باش...

ان خواب که بر اشفت رود رادیدن ماهی بود در تنگ #امیرعلی_قربا...

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨#پارت_15به خودم اومدم.من داشتم چیکار...

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط