{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part³⁴ ③④

کوک: پس بخاطر یونگمین شد
ا/ت: اره اینطور شد که جدا شدم جونگکوک من زندگی سختی داشتم سخت
کوک: عزیزم امیدوارم پیش من رویایی زندگی کنی
ا/ت: امیدوارم بریم دور بزنیم
کوک: بریم
بلند شدم گوشیمو برداشتم ۲۳تماس از دست داده ۱۲بابا 💗 ۱۱مامان💗
ا/ت: جونگکوک ساعت ۳شبه ما اینجا چیکار میکنیم بابا و مامانم کلی بهم زنگ زدن
کوک: چی؟ ساعت ۳
ا/ت: کلی برات تعریف کردم چقدر زود میگذره من باید برم
کوک: میرسونمت
ا/ت: نه نه نمیخواد خودم میرم با اتوبوس یا تاکسی
کوک: بیا سوار شو بهت گفتم سر خیایون پیادت میکنم
ا/ت: باشه
نیم ساعت بعد
ا/ت: مراقب خودت باش من رفتم
با کلی استرس نگرانی وارد خونه شدم لامپا خاموش شد خواستم برم تو اتاقم لامپا روشن شدن
نینوس: ا/ت
ا/ت: اوپا
نینوس: خوبی اجی کوچولو
ا/ت: کی برگشتی
نینوس: همین چند ساعت پیش
ا/ت: مامان و بابا کجان؟
نینوس: خوابن من منتظرت بودم
ا/ت: بیا بغلم خیلی دلم برات تنگ شده بود پنج سال ندیده بودمت
نینوس: ا/ت جیسون کجاست
ا/ت: جدا شدیم رفت
نینوس: جیسون کی از جدا شد
ا/ت: حوصله توضیح ندارم
نینوس: اجی
ا/ت: جانم
نینوس: میشه فردا باهم بریم بیرون
ا/ت: چشم من خیلی خوابم میاد برم بخوابم
نینوس: شب بخیر

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۳)

fake kook part³⁵ ③⑤فرداا/ت: اوپا من میخوام برم بیروننینوس: ...

fake kook part³⁶ ③⑥منو نینوس رفتیم خونه ✓: پسرم صورتت چش شده...

fake kook part³³ ③③من براش غذا درست میکردم میشستم تمیز میکرد...

fake kook part³² ③②چند سال پیشجیسون همکلاسیم بود و پسر دوست ...

love in the dark⑥③شش سال گذشتتو این شش سال سال اول که دکتر ه...

ا. ت : مامان دیونه شدی؟ وایسا اگر من و جانگ کوک رو بدوزدن و ...

love in the dark⑦②چند روز بعد ا/ت: جانم چیشده چیز مهمی میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط