استاد چشم بادومی من
اســتـاد چــشــم بـادومــی مــــن
[ My almond-eyed master ]
Part 5
ویـو یـوجـونـگ : رفتم توی وان و تیغ رو برداشتم ناگهان در خوابگاه باز شد
دودوهـی : هی یوجونگ داری چکار میکنی ؟؟ ( بـا دویـدن سـمـت یـوجـونـگ )
یـوجـونـگ : 😭😭😭 دودوهی لطفا بغلم کنن ( بـا گـریـه )
دودوهـی : بیا خوشگلم بگو چی شده
یـوجـونـگ : دوسپسرم بهم خیانت کرده
دودوهـی : الهی بمیرم . گریه نکن ریملت از اون پسره ی بی شخصیت گرون تره . ( ادامـه دلـداری رو خـودتـون تـصـور کـنـیـد )
------- پـرش زمـانـی بـه فـردا ---------
ویـو یـوجـونـگ : ساعت ۵ صبح با آلارم گوشیم بلند شدم . دیگه تصمیم گرفتم یه حرف استاد و دودوهی گوش کنم و برام مهم نباشه . رفتم توی دستشویی کارای بهداشتی رو انجام دادم . اومدم بیرون صبحانه خوردم و موهامو درست کردم ( عـکـس مـیـزارم ) . یه ارایش کوچیک کردمو لباسمو پوشیدم . گوشیمو برداشتم و همه ی عکسام با سوجون رو پاک کردم . اسنپ رو باز کردم و یه اسنپ از اینجا تا دانشگاه گرفتم
------- پـرش زمـانـی داخـل دانـشـگـاه ------
سـه نـا : سلام یوجونگ خوبی ؟ بدو تعریف کن دیروز چی شد
یـوجـونـگ : ( تـعـریـف مـیـکـنـه ) . خب من برم دستشویی تینت بزنم . عصر توی کافه میبینمتتت
سـه نـا : باییی
------ پـرش زمـانـی داخـل دسـتـشـویـی -------
ویـو یـوجـونـگ : داشتم تینت میزدم که یهو دستی روی لبام احساس کردم . اون
شرط ؟؟ لایک ۲۵ بازنشر ۵ . راستی از این به بعد نظرات رو میبندم به جاش توی ناشناس نظرتون رو بدید منم جواب میدم
حمایت ها کم شده هااا . حمایت بره بالاااااا
[ My almond-eyed master ]
Part 5
ویـو یـوجـونـگ : رفتم توی وان و تیغ رو برداشتم ناگهان در خوابگاه باز شد
دودوهـی : هی یوجونگ داری چکار میکنی ؟؟ ( بـا دویـدن سـمـت یـوجـونـگ )
یـوجـونـگ : 😭😭😭 دودوهی لطفا بغلم کنن ( بـا گـریـه )
دودوهـی : بیا خوشگلم بگو چی شده
یـوجـونـگ : دوسپسرم بهم خیانت کرده
دودوهـی : الهی بمیرم . گریه نکن ریملت از اون پسره ی بی شخصیت گرون تره . ( ادامـه دلـداری رو خـودتـون تـصـور کـنـیـد )
------- پـرش زمـانـی بـه فـردا ---------
ویـو یـوجـونـگ : ساعت ۵ صبح با آلارم گوشیم بلند شدم . دیگه تصمیم گرفتم یه حرف استاد و دودوهی گوش کنم و برام مهم نباشه . رفتم توی دستشویی کارای بهداشتی رو انجام دادم . اومدم بیرون صبحانه خوردم و موهامو درست کردم ( عـکـس مـیـزارم ) . یه ارایش کوچیک کردمو لباسمو پوشیدم . گوشیمو برداشتم و همه ی عکسام با سوجون رو پاک کردم . اسنپ رو باز کردم و یه اسنپ از اینجا تا دانشگاه گرفتم
------- پـرش زمـانـی داخـل دانـشـگـاه ------
سـه نـا : سلام یوجونگ خوبی ؟ بدو تعریف کن دیروز چی شد
یـوجـونـگ : ( تـعـریـف مـیـکـنـه ) . خب من برم دستشویی تینت بزنم . عصر توی کافه میبینمتتت
سـه نـا : باییی
------ پـرش زمـانـی داخـل دسـتـشـویـی -------
ویـو یـوجـونـگ : داشتم تینت میزدم که یهو دستی روی لبام احساس کردم . اون
شرط ؟؟ لایک ۲۵ بازنشر ۵ . راستی از این به بعد نظرات رو میبندم به جاش توی ناشناس نظرتون رو بدید منم جواب میدم
حمایت ها کم شده هااا . حمایت بره بالاااااا
- ۹.۴k
- ۱۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط