{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد چشم بادومی من

اســتـاد چــشــم بـادومــی مــــن
[ My almond-eyed master ]
Part 3

ویـو یـوجـونـگ : کلاس تموم شد ، بنظر استاد خوبی میومد . اومدم از در کلاس برم بیرون که

تـهـیـونـگ : هی شما . خانم لی

یـوجـونـگ : بله استاد ، اتفاقی افتاده؟؟

تـهـیـونـگ : خواستم بگم برای اینکه امروز قانون رو زیر پا گذاشتی یه نمره منفی گرفتی

یـوجـونـگ : باشه . خسته نباشید

ویـو یـوجـونـگ : داشتم از در دانشگاه میرفتم بیرون که سوجون رو دیدم . داشت یه دختره رو می‌بوسید.

سـوجـون : یوجونگ . وایسا بهت توضیح میدم

راوی : با گریه دوید و رفت

---پـرش زمـانـی ----

ویـو تـهـیـونـگ : کلاس هام تموم شد . توی راه برگشت به خونه بودم که یکی رو دیدم که خیلی قیافش برام آشنا بود رفتم جلو و اون یوجونگ بود

تـهـیـونـگ : خانم لی؟؟ حالتون خوبه ؟ چرا گریه میکنید؟

یـوجـونـگ : استاد .... ( از حـال رفـت )

تـهـیـونـگ : یوجونگ . بلد شووو . ( بـغـلـش کـرد )

----پـرش زمـانـی -----

ویـو یـوجـونـگ : با سر درد شدیدی از خواب بلند شدم . رو تخت بیمارستان بودم . نگام افتاد . دیدم تهیونگ خوابش برده . دستمو گرفته بود ( عرعرعرعرععرعرعر) فکر کنم عاشق شدم . نه نه . من تازه به ضربه سنگین از رابطم با سوجون خوردم ‌. نمیتونم دوباره به خودم ضربه بزنم . داشتم تهیونگ رو نگاه میکردم . یهو..

تـهـیـونـگ : عه . بلند شدین ؟

یـوجـونـگ : ممنونم استاد که مواظبم بودید . خیلی ممنون

تـهـیـونـگ : این چه حرفیه خانم لی . اگر حالتون خوب شده بریم دیگه .

یـوجـونـگ : ممنونم و ....

شرط : ۲۰ تا لایک
حمایت هاتون خیلی کمه . قبلاً هر پستم نزدیک ۴۰ تا لایک میخورد و ۵۰ تا کامنت ولی الان شده ۱۰ لایک . به زور ۶ تا کامنت . اگر قراره اینطوری پیش بره خب بگید من دیگه فیک ننویسم!!
دیدگاه ها (۰)

جواب ناشناس

بیاین بحرفیم https://daigo.ir/secret/71871226660

اســتـاد چــشــم بـادومــی مــــن [ My almond-eyed master ] ...

اســتـاد چــشــم بـادومــی مــــن [ My almond-eyed master ] ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط