{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می آیند و می روند آدم ها

می آیند و می روند آدم ها

با خود به یغما می برند باورهایم را
می برند آن منِ سابق را
آن منِ ساده خوش باور را
آن منی که خوب بود ، چشم هایش برق داشت

در وهمِ شیرین خیالش رویایی در سر داشت!
آن منی که منِ اکنون نبود
این‌چنین مغموم و بدبین نبود
دنیا معمایی پیچیده نبود
آسمانش آفتاب داشت،

روشن بود ، گرم بود ، هرروز امیدی بود!
دلتنگ منم می‌شوم گهگاهی
جا گذاشته‌امش حوالی این دو راهی
ای منم ، راه گم نکرده ای؟!
سری بزن ، گاهی حالی ، احوالی ..!
دیدگاه ها (۱۴)

تلخ میگــــــذرد… این روزهــــــــــا... کــــــه قرار اســـ...

گفتـــی تـــو دلـــم اول و اخـــر خودتـــی از هـــرچـی دارم ...

گاهـــــــــــی..باید قبول کنیدستانش مال تو نیستامـــــا "حـ...

گاهی حجم دلتنگیهایم آنقدر زیاد میشودکه. . . . دنیا با تمام ...

می‌دانستم روزی ترک خواهم شد. از همان ابتدا می‌دانستم که او م...

سلام سیسی های گل پارت اوردم پارت ماهالبته پارت اخره و قراره ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝘼𝙛𝙩𝙚𝙧 𝙎𝙩𝙤𝙧𝙮 : ¹چند ماه بعد...خانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط