{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو آن ظلمی که شادی کرد با من؛ غم نکرد

بی تو آن ظلمی که شادی کرد با من؛ غم نکرد

گریه هم یک ذره از اندوه هایم کم نکرد

آن قدر دنیای ما با هم تفاوت داشت که

خطبه های عقد هم ما را به هم محرم نکرد

راز دور افتادنم از خویش را از کس نپرس

هیچکس ظلمی که من بر نفس خود کردم نکرد

نیست تأثیری در ایما، لالها فهمیده اند

اینکه ده انگشت کار یک زبان را هم نکرد

نه هراس از آتش دوزخ، نه اخراج از بهشت

آخرش هم آدمی را هیچ چیز آدم نکرد ...
دیدگاه ها (۱)

بی توآن ظلمی که شادی کردبامن؛غم نکرد گریه هم یک ذره از اندوه...

بی توآن ظلمی که شادی کرد با من ؛ غم نکرد !گریه هم یک ذره از ...

یارِ من امشب مریض است و دوا می‌خواهدغیرِ آغوشم همه داروفروشا...

تو دل بستی به معشوقی که خود معشوقها داردرها کن ای دل غافل، خ...

خماری !!

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 127✦....

فیه ما فیه

سخنان زرتشتکسی که بر قلب خود غلبه نکرد بر هیچ چیز غالب نخواه...

از ختنه سورون تا عروسی! «با من ازدواج می‌کنی؟!» این جمله را ...

آخرین خبر : شهر مدینه غصه و غم دارد امشب‎/ بسته ویژه «آخرین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط