{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منو باران پائیز و کمی تو

منو باران پائیز و کمی تو
و یک یاد غم انگیز و کمی تو

شکوه صبح من پاشید از هم
ز غمهای سحرخیز و کمی تو

دوباره رود اندوه تو جاری
و من با غم گلاویز و کمی تو

دوباره رقص تو در خاطر من
منو چشمان خونریز و کمی تو

نمیدانم که یادت هست کافه؟
منم تنها و آن میز و کمی تو
دیدگاه ها (۴)

رویاهایت را بساز

نه راه پس نه راه پیش...

عشق میان نور و تاریکی ــ قسمت سوم نامی که در تاریکی ماند..ص...

*ادامه*= (پاسخی نداد. با تمام وزنش ات را به سمت عقب، روی نرد...

رمان melegim 🪽:پارت ۴ ...دکتر ایشا یک لحظه میاید . امروز صبح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط