{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد لحظه ها را پس گرفت

کاش می شد لحظه ها را پس گرفت
عشق های بی صدا را پس گرفت

یا ورق زد کودکی را باز هم
روزهای با صفا را پس گرفت

روی بودن یا نبودن خط کشید
لطف بی حدّ خدا را پس گرفت

بار دیگر یک غزل را کوک کرد
قصه های آشنا را پس گرفت

انتهای عشق را ول کرد و رفت
ابتدای ماجرا را پس گرفت

پرسه زد در کوچه ی دیروزها
باز آن حال و هوا را پس گرفت
دیدگاه ها (۲)

کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارم حس خوبیست که من این همه بی...

سختی ولی سنجیدنت را دوست دارم فلسفه ای فهمیدنت را دوست دارم ...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

در سحرگاه سر از بالش خوابت بردار!کاروانهای فرومانده خواب از ...

مادرم نیست

آفتابی شد به تنهایی ما  تابید و رفتآتشی زد در جواهرخانه‌ی خو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p21کسی مقابلش ایستاد.از شدت ترمز، نزدیک ب...

جنگل نفرین شده پارت ۱۷

ترانه های قدیمی.دو ترانه ی قدیمی ست چشم های روشن ات!

پارت⁴⁸ویو یونگیراهرو طولانی‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردیم.ه...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

خیز و توافقی کن، تغییر ده فضا راهرکس مخالفت کرد، فوری بِبُر ...

The Last Shadow

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط