Forced Marriage
Forced Marriage
Part 34
چند لحظه فقط به پاکت خیره موندم
تهیونگ خم شد و قبل از اینکه بهش نزدیک بشم پاکت رو از روی زمین برداشت
نگاهی به اسمم انداخت
بعد رو به من گفت
ـ این چیه
شونه هام رو بالا انداختم
+نمیدونم
چند ثانیه نگاهم کرد
انگار میخواست بفهمه راست میگم یا نه
بعد پاکت رو باز کرد
داخلش فقط یه فلش بود
اخماش توی هم رفت
ـ فلشه
فلش رو از دستش گرفتم
همون لحظه گوشیم لرزید
باز هم همون شماره ناشناس
پخشش کن
ته دلم خالی شد
تهیونگ پیام رو ندید
فقط به فلشی که توی دستم بود نگاه میکرد
ـ وصلش کن ببین داخلش چیه
هر دو وارد اتاق کارش شدیم
فلش رو به لپتاپ وصل کردم
فقط یه فایل داخلش بود
روی فایل نوشته شده بود
PLAY
چند ثانیه مکث کردم
بعد روی فایل زدم
تصویر باز شد
اول صفحه کاملاً سیاه بود
چند ثانیه بعد تصویر واضح شد
دوربین از فاصله دور، ورودی شرکت حقوقی رو نشون میداد
من از در شرکت بیرون اومدم
جین کنارم بود
هر دومون به سمت ماشین جین رفتیم
فیلم دقیقاً مربوط به همون روز بود
نفس توی سینه م حبس شد
دوربین چند دقیقه ما رو دنبال کرد
بعد تصویر قطع شد
آخر ویدئو فقط یه جمله روی صفحه ظاهر شد
هر قدمت رو میبینم
سکوت سنگینی اتاق رو پر کرده بود
فلش هنوز داخل لپتاپ بود
تهیونگ بدون اینکه نگاهش رو از صفحه برداره آروم پرسید
ـ جنا...
این چیه
برای چند ثانیه نتونستم چیزی بگم
بعد آروم نشستم روی صندلی
+فکر کنم...
دیگه وقتشه همه چیز رو بهت بگم
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 34
چند لحظه فقط به پاکت خیره موندم
تهیونگ خم شد و قبل از اینکه بهش نزدیک بشم پاکت رو از روی زمین برداشت
نگاهی به اسمم انداخت
بعد رو به من گفت
ـ این چیه
شونه هام رو بالا انداختم
+نمیدونم
چند ثانیه نگاهم کرد
انگار میخواست بفهمه راست میگم یا نه
بعد پاکت رو باز کرد
داخلش فقط یه فلش بود
اخماش توی هم رفت
ـ فلشه
فلش رو از دستش گرفتم
همون لحظه گوشیم لرزید
باز هم همون شماره ناشناس
پخشش کن
ته دلم خالی شد
تهیونگ پیام رو ندید
فقط به فلشی که توی دستم بود نگاه میکرد
ـ وصلش کن ببین داخلش چیه
هر دو وارد اتاق کارش شدیم
فلش رو به لپتاپ وصل کردم
فقط یه فایل داخلش بود
روی فایل نوشته شده بود
PLAY
چند ثانیه مکث کردم
بعد روی فایل زدم
تصویر باز شد
اول صفحه کاملاً سیاه بود
چند ثانیه بعد تصویر واضح شد
دوربین از فاصله دور، ورودی شرکت حقوقی رو نشون میداد
من از در شرکت بیرون اومدم
جین کنارم بود
هر دومون به سمت ماشین جین رفتیم
فیلم دقیقاً مربوط به همون روز بود
نفس توی سینه م حبس شد
دوربین چند دقیقه ما رو دنبال کرد
بعد تصویر قطع شد
آخر ویدئو فقط یه جمله روی صفحه ظاهر شد
هر قدمت رو میبینم
سکوت سنگینی اتاق رو پر کرده بود
فلش هنوز داخل لپتاپ بود
تهیونگ بدون اینکه نگاهش رو از صفحه برداره آروم پرسید
ـ جنا...
این چیه
برای چند ثانیه نتونستم چیزی بگم
بعد آروم نشستم روی صندلی
+فکر کنم...
دیگه وقتشه همه چیز رو بهت بگم
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۱.۲k
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط