𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗
𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗
𝕻𝖆𝖗𝖙 21
جِین چشماش و بست و بغضش و قورت داد.
بعد دستش و روی سینه جونگ کوک، پارچه لباسش مشت کرد و با حرص گفت.
"باشه...باشه من تسلیمم"
نگاه عصبی و گیج جونگ کوک و حس کرد.
"من...منم دوستت جئون جونگ کوک، باشه؟ حالا راضیی؟"
جمله دختر مانند مهر تاییدی روی قلب پسر اصابت کرد.
بدون اینکه حتی مهلتی به دختر بده لباشو روی لباش گذاشت.
بقیش توی کامنت ها
(کامنت نزارید)
𝕻𝖆𝖗𝖙 21
جِین چشماش و بست و بغضش و قورت داد.
بعد دستش و روی سینه جونگ کوک، پارچه لباسش مشت کرد و با حرص گفت.
"باشه...باشه من تسلیمم"
نگاه عصبی و گیج جونگ کوک و حس کرد.
"من...منم دوستت جئون جونگ کوک، باشه؟ حالا راضیی؟"
جمله دختر مانند مهر تاییدی روی قلب پسر اصابت کرد.
بدون اینکه حتی مهلتی به دختر بده لباشو روی لباش گذاشت.
بقیش توی کامنت ها
(کامنت نزارید)
- ۷
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط